آیا غیبت امام زمان(عج) سبب بروز سستی و نا امیدی در جامعه نمی شود؟

0 1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 0.00 (0 رای)

alt

امام زمان(عج) امید بخشی به جامعه

سوال:آیا غیبت امام زمان(عج) سبب بروز سستی و نا امیدی در جامعه نمی شود؟

پاسخ: در ميدانهاى نبرد، تمام كوشش سربازان زبده و فداكار معطوف اين امر است كه پرچم سپاه، در برابر حملات دشمن همچنان در اهتزاز باشد، و متقابلاً سربازان دشمن دائماً مى‏كوشند پرچم آنها را سرنگون سازند، چرا كه برقرار بودن پرچم، مايه دلگرمى سربازان و تلاش و كوشش مستمر آنها است.
همچنين وجود فرمانده لشگر در مقرّ فرماندهى - هر چند ظاهراً خاموش و ساكت باشد- خون گرم و پر حرارتى در عروق سربازان به گردش در مى‏آورد و آنها را به تلاش بيشتر وا مى‏دارد كه فرمانده ما زنده است و پرچممان در اهتزاز!
امّا هرگاه خبر قتل فرمانده در ميان سپاه پخش شود، يك لشگر عظيم با كارآيى فوق العاده ،يك مرتبه روحيه خود را مى‏بازد و متلاشى مى‏گردد.
رئيس يك جمعيت يا يك لشگر، مادام كه زنده است، هر چند مثلاً در سفر يا فرضاً در بستر بيمارى باشد، مايه حيات و حركت و نظم و آرامش آنهاست، ولى شنيدن خبر از دست رفتن او گرد و غبار يأس و نوميدى را بر سر همه مى‏پاشد.
جمعيت شيعه طبق عقيده‏اى كه به وجود امام زنده دارد، هر چند او را در ميان خود نمى‏بيند، اما خود را تنها نمى‏داند، و اثر روانى اين عقيده در روشن نگهداشتن چراغ اميد در دلها و وادار ساختن افراد به خود سازى و آمادگى براى آن قيام بزرگ جهانى، كاملاً قابل درك است.(1)
پروفسور «هانرى كربن» استاد فلسفه در دانشگاه سوربن (فرانسه) و مستشرق نامدار فرانسوى مى‏گويد:
به عقيده من مذهب تشيّع تنها مذهبى است كه رابطه هدايت الهى را ميان خدا و خلق براى هميشه نگهداشته است و به طور مستمر و پيوسته، ولايت را زنده و پا برجا مى‏دارد.
مذهب يهود، نبوّت را كه رابطه‏اى است واقعى ميان خدا و عالم انسانى، در حضرت كليم ختم كرده و پس از آن به نبوت حضرت مسيح و حضرت محمد(ص) اذعان ننموده و رابطه مزبور را قطع مى‏كند. همچنين مسيحيان در حضرت مسيح متوقف شده اند. اهل سنت از مسمانان نيز در حضرت محمد(ص) توقف كرده و با ختم نبوّت در ايشان، ديگر رابطه ‏اى ميان خالق و مخلوق، موجود نمى ‏دانند. تنها مذهب تشيّع است كه «نبوّت» را با حضرت محمّد(ص) ختم شده مى ‏داند، ولى «ولايت» را كه همان رابطه هدايت و تكميل مى ‏باشد، بعد از آن حضرت و براى هميشه زنده مى ‏داند.(2) ، (3)

(1)آيت الله مكارم، ناصر، مهدى انقلابى بزرگ، چاپ دوم، قم، مطبوعاتى هدف، ص 255 -256.

 (2)سالنامه 2 مكتب تشيّع (مصاحبات استاد علامه طباطبايى با پروفسور هانرى كربن درباره شيعه) 1330 ه". ش، ص 20.

(3)گردآوری از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوائی، ص 721.


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید