وصیت نامه “ابوالحسن آل اسحق ”

بسم الله الرحمن الرحيم 
حضور برادرم حميد:
از اين كه مجبور مي شوم تو وزيني را ترك كنم، شرمنده ام. با شما عهد كرده بودم كه تا آخر كار باشم. ای عزيز بهتر از جانم! در طول اين مدت برايم روشن شد كه لياقت ماندن  ندارم و روز به روز عقب گرد مي نمايم؛ مي دانم كه تو هم رضايت به سقوط و انحطاط من نداری. باور كن از اين وضعيت احساس خطر مي كنم، به همين دليل تصميم گرفتم كه يك مرتبه بر تمام وسوسه ها غلبه كنم و يك بار هم كه شده، مردانه پا به جلو گذاشته و عمل كنم كه تا به حال همه اش حرف بوده است. ديرآمدگان رفتند و ما مانديم، مي ترسم  اين ماندن هميشگي شود. بالاخره يك روز بايد تصميم گرفت و عمل كرد. شايد كارم را ديوانگي نام بگذارند و شايد بي تعهدی، نفهمي يا شايد هزاران چيز ديگر. اما هيچ كدام درون من نيستند و نمي دانند كه چه شده است و چگونه شاهد سقوط خود هستم. ظاهرم را مي بينند و برای خوش آمد من تعريف ها مي كنند، ولي اگر خودم از خودم حساب بکشم، چه خواهد شد؟  ابتدا « تصميم گرفتم به ياری خدا و با عنايت او از مدار موجود خارج شوم. امام مي فرمايد:  ». خود را تزكيه كن، چون اگر اين كار را نکردی، جامعه به تو روی خواهد آورد عزيزترينم! شايد تو بهتر از ديگران مرا بشناسي. مي دانم كه اگر بمانم، هم چنان خواهم ماند؛ بگذار يك بار هم كه شده، بروم و ببينم چه مي شود. تا به حال دريچه ی رو به خدا را با هزاران استدلال و منطق به روی خود بسته ام، مدتي منتظر اين و آن شدن، بعد هم       وزارت خانه و اين كه فلاني اجازه بدهد يا ندهد! وقتي كه تو سقوط كردی،كسي حاضر به جواب گويي هست؟ عزيز بهتر از جان! دنيا هم چنان در حال بلعيدن من است، مانند ماهي كه تا نيمه در دهان گربه باشد؛ اگر تقلا نکنم وخود را از دهانش به بيرون پرتاب نکنم، نيمه ی ديگر را هم خواهد بلعيد. مي گويي اين جا مفيدترم و آن جا نه، اين را خدا بايد مصلحت بداند، نه بندگان خدا. خدا از ما اخلاص خواسته است، فرض كنيم كه بسيار كار كرديم، آخرش چه؟ در كار روزانه  
 
از خود ضعف بسيار ديدم و بيش از اين نمي توانم. ديگران هر چه مي خواهند بگويند، بوی گند درون با عطر كلام ديگران خوش بو نمي شود. اين انقلاب صاحبي دارد و فکر نمي كنم با نبودن من نوعي در فلان سمت چيزی  فرق بکند.  ان شاء الله به خاطر اين كه بدون  مشورت و بدون هم صحبتي رفتم، مرا ببخشي. از خودم  بسيار نگرانم و مي ترسم شيطان  پيروز شود. عزيزم! بگذار برای يك بار هم كه شده بدون اين كه روی خودم حساب زيادی باز بکنم و به اين و آن متوسل شوم، عمل كنم، شايد خدا كمك كند و بر گذشته نظر رحمتي بنمايد و آينده را روشن  كند. درمورد زيني نمي دانم چه بگويم، خدا مرا ببخشد كه به تعهد خود وفا نکردم. اميدوارم به بزرگواری خودش مرا ببخشد. يك روز عصر داستاني برايم گفت و گفت كه يك لحظه اراده  احتياج است. ان شاء الله او هم در اين مورد مرا درك خواهد كرد. او هم خوب مي داندكه من چيزی نمي دانم و كاری نکردم، ان شاء الله با كمك خداوند افراد صالح تری جايگزين خواهند شد و كارها پيش خواهند رفت.  پس چه بهتر كه اين عمر فاني را با جهان باقي معامله كنيم. اين  »كل نفس ذائقه الموت.« جنگ نعمتي است كه خداوند عطا فرموده تا بندگان صالح راه دراز را كوتاه كنند و هر چه زودتر به وصال جانان برسند. ان شاء الله خداوند رحيم بر من عنايتي كرده و با ايشان  محشورم فرمايد. پدر و مادرم! مرا ببخشيد و به خاطر اين نعمت كه خداوند فرزندی از شما را به وصال و قرب پذيرفته است، هميشه شکرگزار باشيد. برادرانم را به خلوص، پرهيز از دنيا  و شركت  فعال در جبهه ها و خواهرانم را به صبر و عفاف وصيت مي نمايم. عزيزان! اين جنگ نه از آن جهت است كه پيروز شويم و بر دشمن غلبه كنيم؛ مگر برای قدرت لايزال الهي مشکل است كه كافران را نابود سازد؟ مقصود اين است كه بر خود پيروز شويم و برای روز حساب كه سخت هولناك است، توشه ی راه برداريم. پس بايد بشتابيم كه در قيامت كبری جزو زياكاران نباشيم. 
همسرم! از تو طلب بخشش و عفو مي نمايم و ان شاء الله  كه خداوند تو را جزو صابران قرار دهد و در راه  فلاح و رستگاری، پايدار و مقاوم گرداند. فرزندانم را به خدا مي سپارم و اميدوارم كه جزو بندگان صالح باشند .انگشتريم را به يادگار گذاشتم تا هر كدامشان كه بيشتر برای خدا تلاش كند، با تشخيص مادرشان، در دست كند. اموال زندگي ام همگي از آن همسرم است و من چيزی ندارم. حقوقم را از استانداری ايلام  دريافت كرده و برای پرداخت بدهي هايم صرف نماييد . از همسرم مي خواهم كه به فرزندانم قرآن بياموزد و آن ها را با قرآن همدم سازد. قرآني نيز به همين جهت به يادگار گذاشتم تا هر كس كه مي خواند، مرا هم از ثوابش بهره مند سازد. ان شاء الله  در روز حساب يك ديگر را با شادی ملاقات  كنيم. و اما آخرين كلام: امام را در پيش روداشته باشيد، نگراني از اين است كه با قدرناشناسي اوپشيمان شويم. خداوند عنايتي كرده و او را چراغ قرار داده است. عزيزان! از اين مشعل روشن بهره بگيريد، مبادا با وجود او در تاريکي به سر بريم. ان شاء الله طبق فرمايش ايشان، مملکت را به صاحب اصلي اش تحويل خواهيم داد، اگر به زيارت ايشان نايل شديد، سلام مرا هم برسانيد.  
والسلام عليکم و رحمت الله و بركاته.          22/12/61