نكات خواندنی از برخوردهای تربيتی امام رضا عليه السلام

آنچه برای بررسی در این مقال انتخاب شده است، «برخوردهای تربیتی امام رضا علیه السلام» است. به عبارت دیگر، اخلاق عملی امام در ارتباط با مردم، و برخوردهای سازنده در این بررسی، توجه عمده روی رفتارهای اخلاقی آن حضرت با اشخاص است، نه سخنان و تعالیم اخلاقی آن حضرت كه در روایات منقول از ایشان مطرح می‎باشد.
امامان شیعه علیهم السلام، اسوه و الگوی فكری، اعتقادی، عملی و اخلاقی هستند و راه نجات، در پیروی از آنان است و ائمه، در تمام جهات، رای ما مقتدا و نمونه و «امام»‎اند، در قول و فعل، در اخلاقیات و اجتماعیات، و بالاخره در همه چیز.
به فرموده امام علی علیه السلام:
«انظُروا اهل بیت نبیكم فالزموا سمتهم و اتبعوا أثرهم.(1)
از بین همه مسائل، حیات حضرت علی بن موسی الرضا علیهم االسلام و ابعاد گوناگون زندگی آن حضرت، بعد «اخلاقی» را برای بحث در این مقال انتخاب كرده‎ایم.
آن حضرت، از نظر بعد روحی و معنوی، معجزات و كرامات، علوم و فضایل، مباحثات كلامی با پیروان فِرق و مذاهب، شیوه برخورد با سیاستمداران و دولتمردان عباسی، ارتباط تشكیلاتی با شیعه و هواداران، مسأله ولایتعهدی مأمون، برخورد با گروه‎های مختلف اجتماعی، مكتب فقهی و اعتقادی، فعالیت سیاسی و رهبری شیعه، و بسیاری جنبه‎های دیگر شایسته بررسی دقیق و گسترده است، به خصوص كه در برخی از آنها كمتر كار منسجم و دقیق و مدونی انجام گرفته است.
از مسائل اخلاقی آن حضرت هم، روی موضوعاتی همچون: عبادت، كرم و بخشش، عفو و گذشت، تفقد اصحاب و موالیان، قضا، حاجت محتاجان، شیوه مناظره‎ها و احتجاج‎های وی، و مكارم اخلاق دیگر می‎توان تكیه كرد.
اما آنچه برای بررسی در این مقال انتخاب شده است، «برخوردهای تربیتی امام رضا علیه السلام» است. به عبارت دیگر، اخلاق عملی امام در ارتباط با مردم، و برخوردهای سازنده در این بررسی، توجه عمده روی رفتارهای اخلاقی آن حضرت با اشخاص است، نه سخنان و تعالیم اخلاقی آن حضرت كه در روایات منقول از وی مطرح می‎باشد.
از خلق و خوی، و سیره اخلاقی آن حضرت نمی‎توان یك تابلو كامل و تمام عیار ارائه داد و از بوستان فضایل اخلاقی و شیوه‎های تربیتی امام رضا علیه السلام طرحی جامع الأطراف تصویر و ترسیم كرد؛ زیرا یك سری از برخوردها و نكات ریز نقل نشده‎ است. در بسیاری از آنچه هم كه بیان شده، همراه با دقت لازم در نقل نبود است... اما از مجموعه آنچه نقل شده و در دست می‎باشد، می‎توان گوشه‎ای از این تابلو را نشان داد و گلی از این بوستان معطر را به عنوان نمونه ارائه نمود و هدیه آورد؛ زیرا نمونه‎ها هم می‎تواند آن خط كلی را نشان دهد و شاهدی بر «طرح جامع و كامل» باشد.
زبانِ عمل، زبانِ قول
نمی‎توان منكر شد كه «زبان عمل» و شیوه برخورد، تأثیری افزون‎تر از سخن و كلام دارد و اگر عمل انسان، آیینه فكرش و زبان كلامش باشد، دگرگون كننده‎تر و دلنشین‎تر و تأثیر‎گذارتر است.
از این رو: به شیوه رفتار و «سیره اخلاقی و معاشرتی» حضرت رضا علیه السلام توجه می‎كنیم تا در آیینه اخلاق تجسم یافته در رفتارش، سیمای حق و «راه رشد» را بیابیم. این تعلیم خود ائمه است كه:
«كونوا دُعاةَ الناسِ بِاعمالِكُم ولا تكونوا دعاةَ الناسِ بِالسِنَتِكُم.»(2)
و سخن علی علیه السلام كه:
«كونوا دُعاةَ النّاسِ بغَیرُ اَلسِنَتِكُم...»(3)
و بالأخره «تأدیب به سیره» و «آموزشِ رفتاری» و «برخوردهای تربیتی»(4) چیزی است كه در این مقال در پی بررسی آنیم و نمونه‎هایی را از سیره حضرت رضا علیه السلام ارائه خواهیم كرد.
هدفداری، در برخورد و معاشرت
هدفداری یك انسان در تمام شؤون زندگی او اثر می‎گذارد و معتقد بودن به یك سلسله «مبادی» و «اصول»، فرد را در نحوه برخورد با مردم، چنان در چهارچوب آن اهداف و مبانی مفید می‎سازد كه از تمام موضعگیری‎ها و سخنان و رفتار، می‎توان آن را فهمید.
وقتی ائمه، در «كلام»، این اندازه دقت در تعبیر به كار می‎برند، طبیعی است كه در برخوردهای اجتماعی و معاشرت، دقت بیشتر داشته باشد.
گاهی در لحن كلام و طرز رفتار امام رضا علیه السلام نوعی قاطعیت و شدت عمل و برخورد صریح دیده می‎شود، گاهی هم ملایمت و نرمش و انعطاف و تسامح. این بستگی به موارد مختلف دارد.
اصولاً برخوردهای هدفدار، از خصائص یك انسان هدفدار و اصولی است و در همه مسائل فكری، برنامه‎ریزی، تبلیغ، آموزش و تربیت، تشكیلات و ارتباطات، پیوندها، تولی و تبری‎ها، دوستی‎ها و دشمنی‎ها، موافقت‎ها و مخالفت‎ها، مكاتبه‎ها و خطاب‎ها، نشست و برخاست و معاشرت و حتی نگاه و احترام گذاشتن و ... او تأثیر می‎گذارد و همه حركات، در رابطه با آن هدف تنظیم می‎شود و معنی و جهت پیدا می‎كند.
اگر آن اصول و مبناها را در تفكر و زندگی كسی بشناسیم، آسان‎تر می‎توانیم اعمال و گفتار او را تفسیر و تبیین كنیم. روشن است كه هدفداری در زندگی و تحرك‎ها و رفتارها، نیازمند «دقت» است. بدون دقت، نمی‎توان همه سخن‎ها و رفتارها را در رابطه با آن هدف تنظیم نمود. دقت، خمیر مایه برخوردهای مكتبی و رفتار هدفدار یك انسان است. در مورد امامان شیعه، كه معصومند و كلام و عمل و تقریرشان، به عنوان «سنت»، برای ما «حجت شرعی» و ملاك محسوب می‎شود، این دقت، بیشتر مشهود و مورد توجه است.
كلمات و تعبیرات ائمه، پاسخ‎هایشان به سؤالات افراد، عنوانی كه در خطاب به كسی انتخاب می‎كنند، لحن جواب دادن، تأكیدات كلامی، احادیثی كه برای اصحاب بیان می‎كنند، همه از دقت خاصی برخوردار است.
«كلام ائمه»، در مورد اشخاص گوناگون، شرایط مختلف اجتماعی، مقتضیات زمان، ظرفیت و آمادگی طرف سخن، ذهنیت موجود در سائل و مخاطب، جبهه سیاسی و جناح و تیپ اجتماعی او، همه و همه در نوع كلامی كه امام معصوم در آن موارد مختلف به كار می‎برد، مؤثر است. دقت‎های شگفت ائمه در تعبیرات و لحن كلامشان جای بسی بررسی و ملاحظه است.
وقتی ائمه، در «كلام»، این اندازه دقت در تعبیر به كار می‎برند، طبیعی است كه در برخوردهای اجتماعی و معاشرت، دقت بیشتر داشته باشد.
گاهی در لحن كلام و طرز رفتار امام رضا علیه السلام نوعی قاطعیت و شدت عمل و برخورد صریح دیده می‎شود، گاهی هم ملایمت و نرمش و انعطاف و تسامح. این بستگی به موارد مختلف دارد.
در مورد مسائلی كه جنبه اصولی دارد و با مبناها و خط فكری و عقیده در تضاد باشد، (مثل مسائل توحید، امامت، و ...) در این گونه موارد، امام رضا علیه السلام سازش ناپذیر، حساس، دقیق، بی‎گذشت و بدون اغماض است.(5) ولی در غیر این موارد اصولی و مبنایی، آن جا كه به معاشرت‎های انسانی و حقوق شخصی و زمینه‎های صرفاً برخوردی مربوط می‎شود، اهل عفو و گذشت و اغماض و تسامح و برخورد بزرگوارانه است. این است راز و ملاك تفاوت در برخوردهای گوناگون آن حضرت.
برخوردهای تربیتی و سازنده
منظور از این عنوان، مواردی است كه حضرت رضا علیه السلام در معاشرت‎ها و مقاطع گوناگونی كه با افراد مختلف برخورد داشت، گاهی در برخورد به شیوه‎ای عمل می‎كرد، یا تذكری می‎داد، یا نكته‎ای را از اسلام مطرح می‎ساخت و كلاً به نحوی عمل می‎كرد كه سازنده و تربیت كننده باشد و با عمل خود اسلام را در «صحنه عینیت» و در رفتار خویش نشان می‎داد. بخشی از این حوادث را به عنوان نمونه با عناوین مختلف ذكر می‎كنیم تا نشان دهنده «هدف تربیتی» و «روش سازنده»‎ای باشد كه در رفتار آن حضرت وجود داشته است:
1- ارزش‎گذاری برای انسان
در چشم امام رضا علیه السلام همه افراد، از نظر انسانی مقام و ارزش داشتند و به آنان حرمت می‎گذاشت و برابری انسان‎ها را در حقوق ملاحظه می‎كرد، از تحقیر انسان‎ها و پست شمردن آنان و توهین و استهزا، سخت جلوگیری می‎كرد و شكل و شمایل و رنگ و ثروت و ... ملاك نبود، بلكه «انسان» در نظر او محترم و عزیز بود. حتی غلامان و سیاهان هم مورد عنایت و توجه او بودند و با آنان هم به عنوان یك انسان رفتار می‎كرد.
رعایت حقوق بشر، در رفتار امام رضا علیه السلام در حد اعلای آن بود. ذكر نمونه‎هایی از این گونه برخوردها مفید است:
- راوی: یاسر، خادم امام رضا علیه السلام است: (6)
امام رضا علیه السلام به ما فرمود:
«اگر من بالای سر شما ایستادم و شما در حال غذا خوردن بودید، بلند نشوید، تا این كه از غذا خوردن فارغ شوید. گاهی حضرت، یكی از ما را (برای انجام كاری) صدا می‎كرد. وقتی گفته می‎شد: مشغول غذا خوردن است، می‎فرمود: بگذارید تا غذایش را بخورد، بعد...»(7)
ملاحظه:آنان كه خادم، سرایدار، محافظ، دربان، دفتردار، منشی، شاگرد، وردست، همسر و ... دارند، در نحوه برخورد با این افراد، باید برای آنان هم «حق» قائل شوند و بدون رعایت حال آنان، از آنان كار نكشند و دنبال كارها نفرستند، و توجه داشته باشند كه گرچه آنان، از جان و دل، خدمتگزاری می‎كنند و حتی گاهی آسایش و سلامت و جان خویش را در راه دیگران به خطر می‎اندازند، اما ارزش انسانی دارند و احساسات بشری آنان و حقوقشان باید ملاحظه و رعایت گردد، و چنین فكر نشود كه آنان خلق شده و استخدام شده‎اند تا برای اینان كار كنند. نباید ضرورت‎های اجتماعی را ملاك و مبنای تغییر ناپذیر و پذیرفته شده قرار دارد.
- راوی: مردی از اهل بلخ
«همراه امام رضا علیه السلام در سفرش به خراسان بودم. روزی سفره غذایی طلبید و همه خدمتكاران و غلامان را (از سیاهان و دیگران) سر سفره جمع كرد.
گفتم: جانم به فدایت، كاش برای اینان سفره‎ای جدا قرار می‎دادی!
فرمود: دست بردار! (مَه) خدا یكی است، پدر و مادر همه یكی است، پاداش هم (در قیامت) به اعمال است.»(8)
- راوی: یاسر، خادم حضرت
«امام رضا علیه السلام هر گاه تنها می‎شد (فارغ از كارهای رسمی و تشریفات) تمام دور و بری‎های خود را از كوچك و بزرگ پیرامون خود جمع می‎كرد، با آنان حرف می‎زد، با آنان انس می‎گرفت، آنان هم با وی مأنوس می‎شدند. و هرگاه بر سفره می‎نشست، همه‎ی كوچك و بزرگ‎ها را صدا می‎كرد، حتی كارپرداز (سائس) و حجام را، و همه را بر سفره‎ی خویش می‎نشانید...»(9)
ملاحظه: نشست و برخاست با مستضعفان و غلامان، عملاً درس برابری انسان‎ها را دادن است، و این كه خود را از مردم جدا نمی‎كرد، تافته جدا بافته نمی‎دانست و زندگی و اخلاق مردمی داشت، الهام از سیره رسول خدا بود كه چنین می‎كرد.
در چشم امام رضا علیه السلام همه افراد، از نظر انسانی مقام و ارزش داشتند و به آنان حرمت می‎گذاشت و برابری انسان‎ها را در حقوق ملاحظه می‎كرد، از تحقیر انسان‎ها و پست شمردن آنان و توهین و استهزا، سخت جلوگیری می‎كرد و شكل و شمایل و رنگ و ثروت و ... ملاك نبود، بلكه «انسان» در نظر او محترم و عزیز بود. حتی غلامان و سیاهان هم مورد عنایت و توجه او بودند و با آنان هم به عنوان یك انسان رفتار می‎كرد.
- حضرت رضا علیه السلام وارد حمام شد.
یكی از افراد (كه او را نمی‎شناخت) به وی گفت: مرا كیسه بكش. حضرت شروع كرد به كیسه كشیدن او.
امام رضا علیه السلام را به آن مرد معرفی كردند. ناراحت شده شروع به عذرخواهی كرد، ولی امام رضا علیه السلام همچنان او را كیسه می‎كشید و او را دلداری می‎داد. (یطیب قلبه)(10)
- مهمانی كه به خانه حضرت رضا علیه السلام آمد.
شب بود. حضرت با او به گفت و گو نشسته بود كه چراغ، خراب شد. آن مرد، دست دراز كرد آن را درست كند، حضرت جلوگیری كرد و خودش اقدام به اصلاح چراغ نمود. سپس فرمود: ما قومی هستیم كه از مهمان خود كار نمی‎كشیم.(11)
- راوی: محمد بن عبیدالله قمی
«نزد حضرت رضا علیه السلام بودم و بسیار تشنه بودم. نخواستم از حضرت آب بطلبم.
خود آن حضرت آبی طلبید و از آن چشید و به من داد و فرمود: ای محمد! بنوش، كه آب خنكی است. من هم نوشیدم.»(12)
ملاحظه:حدیث یاد شده، هم نشان‎دهنده علم غیب و كرامت حضرت رضا علیه السلام است كه از حالت درونی افراد با خبر است، هم به فكر مهمان بودن و رفع حاجت او را می‎رساند، و هم تواضع وی را، كه تا این حد در پذیرایی از مهمان اهتمام می‎ورزد.
- راوی: یسع بن حمزه
در مجلس امام رضا علیه السلام بودم و با وی صحبت می‎كردم و جمع بسیاری گرد آمده بودند و از حلال و حرام، از او می‎پرسیدند.
مرد بلند قد و گندمگونی آمد و سلام داد و خود را از دوستان آن حضرت و پدرانش معرفی كرد و اظهار نمود كه در بازگشت از حج، نفقه و پولش را گم كرده است و درخواست كمك كرد تا به شهرش برسد و آن مقدار را از طرف حضرت صدقه دهد.
حضرت فرمود تا بنشیند. اكثر مردم رفتند و من و دو نفر دیگر مانده بودیم و آن مرد.
حضرت رخصت خواست و به اندرون رفت و پس از زمانی آمد و در را پیش كرد و دستش را از بالای در بیرون آورد و فرمود: آن خراسانی كجاست؟
گفت: من هستم، اینجا.
امام رضا علیه السلام فرمود: این دویست دینار را بگیر و خرج كن و از آن تبرك بجوی و از طرف من هم صدقه نده. بیرون برو كه همدیگر را نبینیم.
وقتی بیرون رفت، سلیمان (یكی از حاضران) پرسید: فدایت شوم، بخشش تو فراوان بود، پس چرا صورت از او پوشاندی؟
فرمود: از ترس این كه مبادا خفت و خواری سؤال را در چهره‎اش ببینم، به خاطر این ادای حاجت او. آیا حدیث پیامبر را نشنیده‎ای كه: آن كه نیكی خود را بپوشاند، برابر با هفتاد حج است و آن كس كه سیئه را، افشا كند، خوار می‎شود، و آن كه سیئه را بپوشاند آمرزیده است؟! آیا نشنیده‎ای قول آن را كه گفته است:
متی آتِه یوماً لِاَطلُبَ حاجتی رَجَعتُ الی أهلی و وجهی بِمائه(13)
ملاحظه:حفظ آبروی اشخاص، و جلوگیری از احساس حقارت و خرد شدن شخصیت یك انسان نیازمند و درمانده، گرچه محتاج است، ولی انسان است و آبرو و شخصیت دارد.
2- ارشاد معنوی اصحاب  
امام رضا علیه السلام آن گونه كه شأن امامت است، نسبت به اصحاب خویش و چهره‎های ممتاز شیعه، حالت سازندگی اخلاقی و تذكرات سازنده را دارا بود و چنان توجه داشت كه اصحابش حتی اندكی هم در دام شیطان و وسوسه‎های نفسانی نیفتند. كنترل معنویت اصحاب، از برخوردها و تذكرات سازنده‎اش، از جمله با «بزنطی» و دیگران بر می‎آید.
اینك مواردی از این نمونه:
- راوی: بزنطی (احمد بن محمد بن ابی نصر البزنطی)(14)
«امام رضا علیه السلام مركبی را نزد من فرستاد، بر آن سوار شدم و به حضور آن حضرت رسیدم و شب، پیش او بودم. مقداری كه از شب گذشت، وقتی خواست برخیزد، فرمود: فكر نمی‎كنم كه الآن بتوانی به شهر برگردی!
گفتم: آری، جانم به فدایت.
فرمود: پس امشب پیش ما بمان و فردا صبح، به بركت خدای متعال برو.
گفتم: چشم، جانم به فدایت.
آن گاه به كنیزش فرمود: ای كنیز! رختخواب خودم را برایش بگستر و ملافه مرا كه در آن می‎خوابم بر روی او بكش و بالش مرا زیر سرش بگذار.
پیش خودم گفت: چه كسی به افتخاری كه امشب نصیب من شد دست یافته است؟ خداوند این موقعیت و منزلت را برای من نزد امام رضا علیه السلام قرار داد كه به هیچ یك از اصحاب ما نداده است. امام، مركب خود را برایم فرستاد كه سوار شدم، و رختخواب مخصوص خویش را برایم گسترد و من در ملافه او خوابیدم و متكای خویش را برایم نهاد. هیچ یك از اصحاب ما، به این شرف، نایل نشده است.
در همین حال، كه امام با من نشسته بود و من در دلم این سخنان را می‎گذرانم، به من گفت: ای احمد! امیراالمؤمنین علی علیه السلام روزی به عبادت زید بن صوحان كه مریض بود رقت، زید، به واسطه آن به مردم فخر می‎كرد. مبادا نفس تو، تو را به فخر بكشد! فروتنی كن در برابر خدا (یا: به خاطر خدا فروتن باش) و به دستانش تكیه داد و بلند شد...»(15)
ملاحظه: چون ممكن بوده كه بزنطی از این موهبت و موقعیت، دچار غرور و خودخواهی شود و به فخر آلوده گردد، امام كه از دل او خبر شد، در دم، این تذكر را داد تا او به گناه و خودستایی و ... گرفتار نشود و سالم بماند.
شایان یادآوری است كه این ماجرا، به شكل‎های گوناگون و عبارات مختلف و به خصوص استناد امام رضا علیه السلام به عیادت حضرت امیر علیه السلام نسبت به زید بن صوحان، یا صعصعة بن صوحان (طبق نقل‎های بیشتر) روایت شده است و به نظر می‎رسد كه همه اینها یك واقعه را بازگو می‎كند كه به صورت‎های مختلف نقل شده است.(16)
- راوی: احمدبن عمر حلبی
در «منا» خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم و عرض كردم: ما خانواده بخشش و خوشی و نعمت بودیم. خدا همه آنها را برد، تا آن جا كه اینك محتاج كسانی هستم كه به ما نیازمند بودند.
فرمود: ای احمد بن عمر! چه حال خوبی داری!
گفتم: فدایت شوم. حال من چنان بود كه خبر دادم.
فرمود: آیا دوست داری كه تو بر حالتی باشی كه این جباران هستند و حال و وضعیت آنان را داشته باشی و دنیای پر از طلا مال تو باشد؟
گفتم: نه یا ابن رسول الله.
حضرت خندید و فرمود: از همین جا باز می‎گردی، چه كسی حالش بهتر است از تو؟ در دست تو صنعت (و هنری) است كه آن را به دنیایی پر از طلا نمی‎فروشی، آیا بشارتت دهم؟
گفتم: آری، یا ابن رسول الله، خداوند مرا به تو و پدرانت شاد كند و ...»(17)
ملاحظه: وقتی وضع زندگی و معیشت انسان خوب نباشد، گاهی جنبه‎های معنوی و ارزش‎های والا را فراموش می‎كند و دنیا در نظرش جلوه می‎كند. امام رضا علیه السلام برای پیشگیری از این مسأله، احمد بن عمر را به ارزش واقعی فكر و ایمان و خط فكری و ارتباطش با اهل بیت و ... متذكر می‎شود و به یاد می‎آورد كه دشمنان، با همه ثروت و امكاناتی كه دارند، وقتی بیراهه می‎روند، فاقد ارزش می‎شوند. برعكس، ارزش، در خط فكری سالم و مكتبی است، كه بسیار ارزشمندتر از ثروت دنیا و مادیات است ... تا زرق و برق دنیا، دیده را نزند و دل را نبرد ...
3- موضع گیری در مقابل بستگان فاسد
از نكات مهم، یكی هم آن است كه حضرت رضا علیه السلام اگر در یكی از بستگان خویش، خلاف و انحرافی را در مسائل اخلاقی یا سیاسی یا اعتقادی می‎دید، تذكر می‎داد، انتقاد می‎كرد، موضع می‎گرفت و صرف خویشاوندی باعث نمی‎شد كه آن حضرت، از تذكر و نهی از منكر و داشتن موضع خودداری كند.
بستگان آن حضرت هرگز نمی‎توانستند از خویشاوندی با او سوء استفاده كنند، چون حضرت این اجازه و مجال را به آنان نمی‎داد. حتی بعضی را طرد می‎كرد و افشا می‎نمود تا امر بر مردم مشتبه نشود و مردم بدبین نشوند و خلاف‎های آنان را به حساب امام نگذارند. به برخی از این گونه برخوردها اشاره می‎شود:
- راوی: یاسر، خادم آن حضرت
«زید بن موسی، [برادر امام رضا علیه السلام] در مدینه خروج كرد دست به كشتار و آتش‎سوزی (در خانه‎های بنی عباس) زد. از این جهت به «زیدالنار» معروف بود. مأمون كسانی را پی او فرستاد. او را گرفتند و پیش مأمون آوردند. مأمون گفت: او را پیش امام رضا علیه السلام ببرید.
چون او را نزد آن حضرت آوردند، حضرت به او فرمود: ای زید! آیا سخن سفلگان كوفه مغرورت كرده است كه گفته‎اند: فاطمه علیهاالسلام چون عفاف ورزید، خداوند، ذریه او را بر آتش حرام كرد؟ این سخن فقط درباره حسن و حسین علیهماالسلام است. اگر خیال می‎كنی كه گناه كنی و وارد بهشت شوی و موسی بن جعفر علیهماالسلام هم كه اطاعت خدا را كرده وارد بهشت شود، پس با این حساب، تو نزد خدا گرامی‎تر از موسی بن جعفر (علیهماالسلام) هستی؟! به خدا سوگند، هیچ كس به پاداش خدا نمی‎رسد مگر با طاعت او. اگر خیال می‎كنی كه تو با معصیت خدا به پاداش می‎رسی، گمان بدی كرده‎ای!...
زید گفت: من برادر تو و پسر پدرت هستم.
حضرت فرمود: تو تا وقتی برادر منی كه خدای متعال را اطاعت كنی. نوح علیه السلام به خدا عرض كرد: پسرم از خانواده من است و وعده تو راست می‎باشد. خداوند فرمود: ای نوح! او از خاندان تو نیست، او عمل غیرصالح است: «یا نوح انّه لیس من اهلك انه عملٌ غیر صالح» (هود /46)؛ خداوند او را به خاطر معصیتش از خاندان نوح اخراج كرد.»(18)
ملاحظه: می‎بینیم كه حضرت با برادرش كه دست به ارتكاب خلاف زده، این گونه برخورد تند می‎كند تا هم موضع خود را روشن كرده باشد، هم خطای اندیشه برادر را گوشزد كند و هم «ملاك»ها را بیان نماید. برخورد حضرت با «زید النار» به چند صورت دیگر هم نقل شده است.(19)
- راوی: عمیر بن برید
«نزد امام رضا علیه السلام بودم. سخن از عموی آن حضرت (محمد بن جعفر) به میان آمد و حضرت او را یاد كرد (یا: از او یاد شد).
فرمود: بر خودم عهد كرده‎ام كه من او را سقف خانه‎ای سایه نیفكند؛ (یعنی هرگز او را دیدار نكنم).
پیش خود گفتم: او (امام رضا علیه السلام) ما را به نیكی و صله رحم فرمان می‎دهد، ولی خودش درباره عموی خود چنین می‎گوید!
حضرت نگاهی به من كرد و فرمود: این، از نیكی و صله است. هر وقت كه او نزد من آید و من به خانه‎اش بروم و درباره من سخنانی بگوید، مردم او را (به خاطر این دیدار و رابطه با من) تصدیق می‎كنند و حرف‎هایش را می‎پذیرند، ولی اگر پیش من نیاید و من به خانه او نروم، مردم حرف‎هایش را نخواهند پذیرفت.»(20)
ملاحظه: در این حدیث، افزون بر كرامت حضرت رضا در دانستن آنچه در قلب عمیر بن برید گذشته، و علاوه بر اصلاح فكر و رأی او، دقت حضرت را در پیوندها و رابطه‎ها و آثار جنبی و تأثیرات اجتماعی نوع رابطه‎ها و رفت و آمدهایش می‎رساند و همه نشان دهنده هدفداری حضرت، در همه برخوردهایش می‎باشد.
4- برخورد منطقی
تكیه بر منطق و كلام عقل پسند، در دل‎های مستعد و بی مرض و غرض، مؤثر می‎افتد. احتجاجات مفصل حضرت رضا علیه السلام با پیروان فرق و مذاهب و مخالفان گوناگون، و استدلال‎ها و برخوردهای منطقی وی، بسیاری را به «راه» آورد و در برابر «حق» قانع و خاضع ساخت و این شیوه مؤثر اخلاقی، حتی گاهی دشمنانی چون خوارج را هم رام می‎كرد.
به این نمونه توجه كنید:
- راوی: محمد بن زید رازی
«در خدمت امام رضا علیه السلام بودم، در ایامی كه مأمون او را به ولیعهدی معرفی كرده بود. مردی از خوارج، در حالی كه در دستش خنجری زهرآگین بود وارد شد و به دوستانش گفت: به خدا سوگند، پیش این شخص كه مدعی است فرزند پیامبر است می‎روم، او این گونه وارد بر این طاغوت (یعنی مأمون) شده است! از او دلیل كارش را خواهم پرسید. اگر دلیلی داشت كه هیچ، وگرنه مردم را از دست او (امام رضا علیه السلام) راحت خواهم كرد.
پیش امام آمد و اجازه طلبید، امام اذن داد و فرمود: به سؤالت به این شرط جواب می‎دهم كه اگر پاسخم را پسندیدی و قانع شدی، آنچه را كه در آستین داری (= خنجر) بشكنی و دور اندازی!...
آن مرد كه از خوارج بود، حیرت زده ماند، خنجر را بیرون آورد و شكست. آن گاه پرسید: چرا به حكومت این طاغوت داخل شده‎ای، در حالی كه اینان در نظر تو كافرند و تو پسر پیامبری، چه چیز تو را به این كار وا داشته است؟
امام رضا علیه السلام فرمود:
آیا به نظر تو اینان كافرترند، یا عزیز مصر و اهل كشور او؟ مگر نه این كه اینان، خود را موحد می‎شمارند، ولی حكام مصر، نه یكتاپرست بودند و نه خداشناس؟!
یوسف، پسر یعقوب علیه السلام، پیامبر و پسر پیامبر بود كه به عزیز مصر گفت: مرا مسؤول خزائن مملكت قرار بده ... و با فرعون‎ها نشست و برخاست می‎كرد. در حالی كه من یكی از اولاد پیامبر (نه پیامبر) و مأمون هم مرا بر این كار، اجبار و اكراه كرده است. چرا بر من خشم می‎گیری و این را زشت می‎شماری؟
آن مرد گفت:
بر تو اشكالی نیست. گواهی می‎دهیم كه تو فرزند پیامبری و تو صادق هستی.»(21)
5- نظارت بر كار خادمان
زیر نظر داشتن رفتار و اعمال غلامان و زیردستان، و تذكرات و هشدارهای لازم به آنان، از جمله دقت‎های دیگر امام رضا علیه السلام بود؛ چه در مورد اعمال فردی‎شان، چه در مورد رفتار با دیگران. به عنوان نمونه، مورد زیر یاد می‎شود:
- راوی: سلیمان بن جعفر الجعفری
«... طبق فرموده حضرت رضا علیه السلام بنا شد شب پیش وی بمانم.
غروب هنگام، به اتفاق آن حضرت، وارد خانه شدیم. حضرت، نگاهی به غلامانش كرد، كه با گِل، اسطبل چهارپایان را درست می‎كردند و سیاه پوستی هم كه جزء آنان نبود، مشغول به كار بود.
پرسید: این كیست كه با شماست؟
گفتند: به ما كمك می‎كند، ما هم در آخر چیزی به او می‎دهیم.
پرسید: آیا اجرت و كارمزد او را معین كرده‎اید؟
گفتند: نه. هر چه بدهیم او راضی می‎شود.
حضرت در حالتی غضب آلود رو به آنان حركت كرد.
گفتم: فدایت شوم، چرا خود را ناراحت می‎كنید؟
فرمود: من چند بار اینان را از این كار نهی كرده‎ام و گفته‎ام كه كسی را به كار نگیرید مگر این كه قبلاً مزد و اجرت او را با او قرارداد ببندید.
بدان كه: هیچ وقت كسی را بدون اجرت معین به كار نمی‎گیری مگر این كه اگر سه برابر اجرت هم به او بدهی، باز خیال می‎كند كه كم داده‎ای، ولی اگر قبلاً طی كنی، و بعد همان اجرتش را بدهی، تو را خواهد ستود بر این وفای به عهد. و اگر یك دانه هم اضافه بدهی، آن را می‎شناسد و می‎داند كه زیادتر به او داده‎ای (و در نظرش خواهد بود).»(22)
ملاحظه: گرچه برخی احتمال داده‎اند عصبانیت امام به خاطر راه دادن افراد مشكوك به منزل بوده و جنبه سیاسی داشته است، ولی به نظر می‎رسد علت پرخاش و غضب امام، بیشتر آن بود كه غلامان، به حرف آن حضرت گوش نكرده بی توجهی نمودند به رغم توصیه مكرر امام در مورد تعیین مقدار دستمزد كارگر در اول كار، باز هم خودسرانه و بدون اجرای نظر امام، اقدام به چنان كاری كرده بودند و مستحق توبیخ بودند.
6- خلق و خوی والا
- راوی: ابراهیم بن عباس
«هرگز ندیدم كه حضرت رضا علیه السلام به احدی با كلامش جفا كند.
هرگز كلام كسی را قطع نمی‎كرد تا از سخن، فارغ شود.
هرگز - اگر قدرت داشت - از برآوردن حاجت كسی روی بر نمی‎گرداند.
هرگز پایش را پیش همنشین دراز نمی‎كرد.
هرگز پیش همنشینان تكیه نمی‎داد.
هرگز غلامان و خدمتكاران را فحش و ناسزا نمی‎گفت.
هرگز تف نمی‎كرد، قهقهه سر نمی‎داد، خنده‎اش تبسم بود.
در خلوت و تنهایی، سفره‎اش را می‎گستراندد و همه غلامان، حتی دربان و كارپرداز خانه را هم بر سفره می‎نشانید.
شب‎ها كم می‎خوابید و بسیار بیدار بود. بیشتر وقت‎ها شب را تا صبح بیدار می‎ماند. روزه زیاد می‎گرفت. همیشه در هر ماه، سه روز را - اول، وسط و آخر - روزه می‎گرفت و می‎فرمود: این، روزه همه دهر است. حضرت بسیار كار خیر و صدقه پنهانی داشت، و بیشتر در شب‎های تاریك...»(23)
7- چند حدیث تربیتی
1- عن الرضا علیه السلام:
«من لَقی فَقیراً مُسلماً فَسَلَّمَ عَلَیهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلی الأغنیاءِ لَقی الله عزّ و جلّ يَومَ القیامَةِ و هُوَ عَلَیهِ غَضبانٌ.»(24)
هر كس به یك مسلمان فقیر، طوری سلام دهد كه متفاوت باشد با سلامش بر ثروتمندان، خداوند را در روز قیامت به گونه‎ای ملاقات می‎كند كه خدا بر او خشمناك است.
2- «لا تَبذِل لِإخوانِكَ مِن نَفسِكَ ما ضَرَرهُ عَلیكَ اكثرُ مِن نَفعِه لَهُم.»(25)
از خود، به اندازه‎ای برای برادرانت بذل مكن كه زیانش بر تو، بیش از سودش برای آنان باشد. (مایه گذاشتن از آبرو و امكانات).
3- به نقل آن حضرت از رسول خدا صلی الله علیه و آله.
«مِن حَق الضّیفِ اَن تَمشِيَ مَعَهُ فَتخرِجَهُ مِن حَریمكَ اِلی البابِ.»(26)
از جمله حقوق مهمان بر تو آن است كه (هنگام رفتنش) او را تا دم در همراهی كنی.
ملاحظه: احادیث اخلاقی و تربیتی از حضرت رضا علیه السلام فراوان است، اما علت انتخاب و نقل این چند حدیث در این بحث، آن است كه محتوای آنها، برخوردهای عملی و شیوه‎های اخلاقی و سیره رفتاری را در زندگی یك مسلمان مطرح می‎سازد، نه صِرفِ تعالیم اخلاقی.
 
پی نوشت ها:

 1- میزان الحكمه، ج 1، ص 192.
2- حدیث از امام صادق علیه السلام است. الحیاة، ج 1، ص 290 .
3- كافی، ج 2، ص 78.
4- علی علیه السلام: «من نصب نفسه للناس امامً فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره، و لیكن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه، و معلم نفسه و مؤدبها احقّ بالإجلال من معلم الناس و مؤدیهم» - تأدیب به سیره (نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، حكمت 73؛ بحارالأنوار، ج 2، ص 56.)
5- به عنوان نمونه مراجعه شود به: بحارالأنوار، ج 49، ص 14، روایات 5 و 6 و 7 در مورد امامت. همچنین ص 163، حدیث 3، سخن آن حضرت با فضل بن سهل و برخوردهای دیگر آن حضرت با این وزیر مأمون و نیز صراحت‎های آن حضرت در مباحثه‎ها و مناظرات كلامی و تبیین مسائل حقه اعتقادی از دیدگاه اهل‎بیت علیهم السلام.
6- معمولاً بعضی از كسانی كه به عنوان خادم و كارگزار ائمه بودند از بزرگان شیعه و صاحب معرفت و كمالات بودند كه به عنوان «خادم» در محضر ائمه به سیر می‎بردند و به مراجعات و كارها رسیدگی می‎كردند.
7- بحار الأنوار، ج 49، ص 102، (به نقل از: كافی، ج 6، ص 298).
8- بحارالانوار: ج 49، ص 101 (به نقل از: كافی ، ج 4، ص 23).
9- بحارالانوار: ج 49، ص 164 (به نقل از: عیون اخبارالرضا ، ج 2، ص 159).
10- بحارالانوار: ج 49، ص 99، حدیث 16، (به نقل از: مناقب این شهر آشوب).
11- بحارالانوار: ج 49، ص 102 حدیث 20: (به نقل از: كافی ، ج 6، ص 283).
12- بحارالانوار: ج 49، ص 31، حدیث 5، (به نقل از: عیون اخبارالرضا ، ج 2، ص 204).
13- بحارالانوار: ج 49، ص 101 (به نقل از: كافی ، ج 4، ص 24).
14- بزنطی، اهل كوفه، و یكی از اصحاب والا مقام ائمه است كه فقیهی بزرگ و راوی عظیم الشأن بود و زمان امام رضا و امام جواد علیهماالسلام را درك كرد. وی از كسانی است كه به اجماع علمای شیعه، آنچه را كه به طور صحیح از او نقل می‎شود معتبر می‎شمارند. وی در سال 221 درگذشته است. (سفینة البحار، ج 1، ص 81).
15- بحارالانوار: ج 49، ص 36، حدیث 18، (به نقل از: عیون اخبار الرضا، ، ج 2، ص 212) و مشابه این در: مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 2، ص 427؛ رجال كشی، ص 491.
16- بنگرید به: بحارالانوار، ج 49، ص 269.
17- مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 2، ص 428، به نقل از: رجال كشی؛ ص 497)
18- بحارالانوار: ج 49، ص 217، حدیث 2، (به نقل از: عیون اخبار الرضا، ج 2، ص234).
19- بنگرید به: بحارالانوار، ج 49، ص 221 – 216.
20- بحارالانوار، ج 49، ص 30، حدیث 3 و صفحه 220، حدیث 6، (به نقل از: عیون اخبار الرضا، ج 2 ، ص204).
21- بحارالانوار، ج 49، ص 55، (به نقل از: الخرائج و الجرائح، ص 245).
22- بحارالانوار، ج 49، ص 106، (به نقل از: كافی، ج 5، ص 288).
23- بحارالانوار، ج 49، ص 90، حدیث 4،(به نقل از: عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 184).
24- مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 1، ص 299، (به نقل از: عیون اخبار الرضا، ج 2، ص52 ).
25- مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 2، ص 314، (به نقل از: من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 103).
26- مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 2، ص 331، (به نقل از: عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 69).