اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | سه‌شنبه، ۸ فروردین ۱۳۹۶

میصری قلینج - نمایش محتوای صدا

 

 

میصری قلینج

Loading the player...

روزی از روزها علی کیشی پدر روشن تکه سنگی پیدا میکند و پی میبرد این سنگ دارای فلز بوده و از آسمان سقوط کرده است. علی کیشی تکه آهنی را نزد آهنگری مصری برده و از او میخواهد از آن شمشیری بسازدو آهنگر بعد از 7 شبانه روز شمشیری میسازد که با یک ضربت سنگ را نصف میکند.

حسن خان، خان ظالم و زورگو وقتی میفهمد شمشیری افسانه ای که در دست کوراوغلی است ساخته ست آهنگر مصری است او را میکشد. بعد از مدتی شاگرد آن آهنگر مصری نزد حسن خان می رود و به او میگوید که قدرت کوراوغلی بسته به آن شمشیر است و او میتواند به چملی ئل رفته آن شیشه را از کوراوغلی دزدیده و برای خان بیاورد.

یار بالا یا همان شاگرد آهنگر در میانه راه به کوراوغلی بر میخورد در حالیکه سازی در دست دارد اما شیشه افسانه ای اش همراه او نیست. کوراوغلی وقتی میفهمد یار بالا شاگرد همان آهنگر است او را به احترام میپذیرد و به احترام استادش او را با خود به قلعه اش می برد. دوستان کوراوغلی وقتی یاربالا را میبینند به یاد داستان خیانت کچل حمزه می افتند و از اینکه کواوغلی به او اعتماد کرده است ناراحت هستند اما کوراوغلی بدون توجه به سخنان دوستانش او را نزد آهنگر چملی ئل "حسن آهنگر" می برد و در آنجا مشغول به کار میکند.

یار بالا در فرصتی مناسب وقتی شمشیر را برای تیز کردن به او میدهند آن را دزدیده و سوار بر است از چملی ئل فرار میکند. او وقتی به اندازه کافی از چملی ئل دور میشود در خانه چوپانی مهمان میشود تا خود و اسبش استراحت کنند و با کبوتر نامه بری به حسن خان پیغام میدهد که شمشیر را دزدیده و در راه قلعه حسن خان است. چوپان قلی که خود از افراد کوراوغلی است وقتی متوجه میشود یاربالا شمشیر کوراوغلی را دزدیده است دست و پای او را میبندد و شمشیر را نزد کوراوغلی باز میگرداند. از آن طرف وقتی حسن خان متوجه میشود شمشیر کوراوغلی دزدیده شده با سپاه خود به چملی ئل حمله میکند و کوراوغلی و همراهانش حسن خان را شکست میدهند. و او مجبور به فرار میشود. کور اوغلی وقتی متوجه میشود هدف از دزدیدن شمشیر رسیدن به دختر مورد علاقه اش میباشد دستور میدهد او را آزاد کنند و عده ای را برای خواستگاری آن دختر از پدرش میفرستند و مقدمات ازدواج یاربالا را فراهم میکند. بدین ترتیب حسن خان بار دیگر از کوراوغلی شکست میخورد و کوراوغلی با محبت و جوانمردی خود حقانیت خود را بار دیگر اثبات میکند.

 

تاریخ تولید: 1394

نویسنده: علی حسینقلی زاده

بازیگران: فاطمه حسینی – حمید مجد آبادی – نوید دیباز – یونس کبیر – ناصر هاشمی – سونیا بدری

گروه عاشیقی: قاوال: علی عبادی / بالابان: عبدالعلی عبادی / عاشیق: محمد عبادی

کارگردان: خلیل پورهادی

تهیه کننده: علیرضا مهدوی