جهش تولید | پنج‌شنبه، ۱۴ اسفند ۱۳۹۹

علت الگو بودن زینب س از نظر مقام معظم رهبری - نمایش محتوای خبر

 

 

علت الگو بودن زینب س از نظر مقام معظم رهبری

Loading the player...

خطبه‌ فراموش نشدنى زینب کبرى‌ در بازار کوفه یک حرف زدن معمولى نیست، اظهارنظر معمولى یک شخصیت بزرگ نیست؛ یک تحلیل عظیم از وضع جامعه اسلامى در آن دوره است که با زیباترین کلمات و با عمیق‌ترین و غنى‌ترین مفاهیم در آن شرائط بیان شده است.

قوّت شخصیت را ببینید؛ چقدر این شخصیت قوى است. دو روز قبل در یک بیابان، برادر او را، امام او را، رهبر او را با این همه عزیزان و جوانان و فرزندان و اینها از بین برده‌اند، این جمع چند ده نفره‌ زنان و کودکان را اسیر کرده‌اند، آورده‌اند در مقابل چشم مردم، روى شتر اسارت، مردم آمده‌اند دارند تماشا می‌کنند، بعضى هلهله می‌کنند، بعضى هم گریه می‌کنند؛ در یک چنین شرائط بحرانى، ناگهان این خورشید عظمت طلوع می‌کند.

همان لحنى را به کار می‌برد که پدرش امیرالمؤمنین بر روى منبر خلافت در مقابل امت خود به کار می‌برد؛ همان جور حرف می‌زند؛ با همان جور کلمات، با همان فصاحت و بلاغت، با همان بلندى مضمون و معنا «یا اهل الکوفه، یا اهل الغدر و الختل»؛ اى خدعه‌گرها، اى کسانى که تظاهر کردید! شاید خودتان باور هم کردید که دنباله‌رو اسلام و اهل‌بیت هستید؛ اما در امتحان اینجور کم آوردید، در فتنه اینجور کورى نشان دادید.

«هل فیکم الّا الصّلف و العجب و الشّنف و الکذب و ملق الاماء و غمز الاعداء»؛ شما رفتارتان، زبانتان با دلتان یکسان نبود. به خودتان مغرور شدید، خیال کردید ایمان دارید، خیال کردید همچنان انقلابى هستید، خیال کردید همچنان پیرو امیرالمؤمنین هستید؛ در حالى که واقع قضیه این نبود. نتوانستید از عهده‌ مقابله‌ با فتنه برآئید، نتوانستید خودتان را نجات دهید.

«مثلکم کمثل الّتى نقضت غزلها من بعد قوّة انکاثا»؛ مثل آن کسى شُدید که پشم را می‌ریسد، تبدیل به نخ می‌کند، بعد نخ‌ها را دوباره باز می‌کند، تبدیل می‌کند به همان پشم یا پنبه‌ نریسیده. با بى‌بصیرتى، با نشناختن فضا، با تشخیص ندادن حق و باطل، کرده‌هاى خودتان را، گذشته‌ خودتان را باطل کردید. ظاهر، ظاهر ایمان، دهان پر از ادعاى انقلابیگرى؛ اما باطن، باطن پوک، باطن بى‌مقاومت در مقابل بادهاى مخالف. این، آسیب‌شناسى است.

با این بیان قوى، با این کلمات رسا، آن هم در آن شرائط دشوار، اینگونه صحبت می‌کرد. اینجور نبود که یک عده مستمع جلوى حضرت زینب نشسته باشند، گوش فرا داده باشند، او هم مثل یک خطیبى براى اینها خطبه بخواند؛ نه، یک عده دشمن، نیزه‌داران دشمن دور و برشان را گرفته‌اند؛ یک عده هم مردم مختلف‌الحال حضور داشتند؛ همان‌هائى که مسلم را به دست ابن‌زیاد دادند، همان‌هائى که به امام حسین نامه نوشتند و تخلف کردند، همان‌هائى که آن روزى که باید با ابن‌زیاد در مى‌افتادند، توى خانه‌هایشان مخفى شدند - اینها بودند توى بازار کوفه - یک عده هم کسانى بودند که ضعف نفس نشان دادند، حالا هم نگاه می‌کنند، دختر امیرالمؤمنین را مى‌بینند، گریه می‌کنند.

حضرت زینب کبرى‌ با این عده‌ ناهمگون و غیر قابل اعتماد مواجه است، اما اینجور محکم حرف می‌زند. او زن تاریخ است؛ این زن، دیگر ضعیفه نیست. نمی‌شود زن را ضعیفه دانست. این جوهر زنانه‌ مؤمن، اینجور خودش را در شرائط دشوار نشان می‌دهد.

این زن است که الگوست؛ الگو براى همه‌ مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم. انقلاب نبوى و انقلاب علوى را آسیب‌شناسى می‌کند؛ می‌گوید شماها نتوانستید در فتنه، حق را تشخیص بدهید؛ نتوانستید به وظیفه‌تان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگرگوشه‌ پیغمبر سرش بر روى نیزه رفت. عظمت زینب را اینجا می‌شود فهمید.

 

Q Zainab due to being a role model in terms of Leader

Zeinab unforgettable sermon in Kufa market talk is not an ordinary one, commenting is not normally a great personality, a great analysis of the situation of the Islamic community at that time with beautiful words and with the deepest and richest concepts expressed in those conditions.
See your personal strengths, how this character is strong. Two days ago in a desert, her brother, Imam him, led him with all your loved ones, youth and children, and they have destroyed, the sum of ten women and children were captured, brought in front of people, a camel captivity, people come to watch, some cheering, some crying together, in such a critical situation, suddenly the sun rises greatness.
Applies to the voice of his father Caliph Ali on the pulpit in front of his nation uses the same kind of speaks with the same kind of words, with the same rhetoric, the same long-context and meaning, "or the people of Kufa, or from Alghdr and Alkhtl "O Khdhgrha, of those who pretend you! Maybe your belief that you're a follower of Islam and Ahl-e Bayt, but try a little like that have brought in have shown intrigue kind of blindness.
"Ella Fykm push Alslf and Aljb and Alshnf and Alkzb and Mlq Alama' and Ghmz Alada'" Your behavior, language is not the same heart. Severe proud of yourself, you think you have faith, you could continue the revolution, you still think you're a follower of Imam Ali, while not actually the case. Can not afford to deal with sedition cope, can not save yourself.
"Mslkm Kmsl facing Solomon Nqzt I Ankasa dimensions strengths" such as the one that is Myrysd wool, converted into yarn, after reopening the thread, makes the same wool or cotton Nrysydh. With Bybsyrty, with not knowing the space, not recognizing right and wrong, Krdhhay yourself, you void your past. Appearance, outward profession of faith, mouth full of revolutionary claim, but inwardly hollow core, backend Bymqavmt against headwinds. This pathology.
Due to this fact strong, expressive words, in those difficult situations, so speaking. It was kind of Hazrat Zainab sitting in front of a group of listeners, listened to him read like a preacher for these sermons; rather, a number of the enemy, the enemy Nyz·hdaran around them have been to a few people were present Mkhtlfalhal; those Abnzyad that they've Muslim, Imam Hussein wrote to those who are violated, the day when those who should Abnzyad in the fall, hid into their homes - these were the market into Kufa - a number of those who show weakness breath they look now, the daughter of Imam Ali, they'll cry.
Hazrat Zeinab inconsistent and unreliable with the number of faces, but kind of hard talking. She is history; this woman, the other is weak. The woman is not weak. It's the essence of a believer, it's showing itself in a difficult situation.
This woman role model, a model of the universe for all the great men and great women of the world. Pathology prophetic revolution and revolution is Alawite, says can not you guys in trouble, right to recognize, unable to Vzyfhtan act, with the result that the Prophet loved ones head on a pole and went on. Zainab greatness here to judge.