رونق تولید ملی | دوشنبه، ۲۸ بهمن ۱۳۹۸

شهید سیدمحسن موسویان - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

شهید سیدمحسن موسویان

Loading the player...

 

فرمانده گردان سید الشهداء(ع)لشکر مکانیزه 31 عاشورادر سال 1343 ه ش در روستای النجق از بخش عجب شیر استان آذربایجان شرقی در خانواده ای كم درآمد به دنیا آمد .

تولد او كه سومین فرزند خانواده بود با وفات آیت الله العظمی سید محسن حكیم ازفقهای بزرگ شیعه همزمان شده بود ، به همین مناسبت او را سید محسن نام نهادند .

از همان دوران كودكی به رعایت آداب و اعمال دینی مصر بود به طوری كه به گفته برادر بزرگترش سید عباس ، در منزل او را شیخ صدا می كردند .

تحصیلات ابتدایی را در دبستان ششم بهمن(سابق) واقع در روستای شیشوان از بخش عجب شیر شروع كرد و پس از نقل مكان به شهر تبریز ، در آن شهر به پایان برد .

مقطع راهنمایی را در مدرسه پاسارگاد(سابق) گذراند . موقعی که مدرسه نبود همراه برادرانش به قالیبافی می پرداخت .در دوران مبرزات انقلاب با پلاكاردی كه خـود روی آن شعـار می نوشت در تظاهرات شركت می كرد .

در یكی از آن روزها در اثر تیراندازی مأموران رژیم به سوی مردم عده ای زخمی شدند و او نیز كه در صحنه حضور داشت به یاری مجروحان شتافت و با لباسی خونیـن به منزل بازگشت  .

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، با شروع جنگ او در سال سوم راهنمایی تحصیل می كرد . در همان سال عراق برای اولین بار شهر تبریز را بمباران كرد . در محكومیت این اقدام از سوی مدارس راهپیمایی انجام گرفت .

 سید محسن پس از بازگشت از راهپیمایی به منزل گفت : « من تحمل ماندن در خانه را ندارم و باید به جبهه بروم . » از این رو به قصد عزیمت به جبهه تحصیل را رها كرد اما با اصرار خانواده تا اتمام سال سوم راهنمایی صبر كرد .ابتدا به عنوان بسیجی در جبهه شركت می كرد .

پس از مدتی به عضویت سپاه درآمد . در مدت هفتاد ماه حضور در جبهه چهار بار مجروح شد . به دلیل شایستگی هایی كه از خود نشان داد از فرماندهی گروهان تا فرماندهی گردان سیدالشهدا در لشكر 31 عاشورا ارتقا یافت .

 اهتمام او در رسیدگی به امور گردان به حدی بود كه به ندرت برای دیدار خانواده به مرخصی می رفت . حتی یك بار كه به دلیل مجروحیت در منزل به سر می برد ، گچ پای خود را زودتر از موعد مقرر باز كرد و به جمع همرزمانش پیوست .

مدتی هم در واحد پذیرش سپاه تبریز و همچنین در سپاه سردرود خدمت می كرد .

كاملاً مطیع دستور فرماندهان بالاتر بود . یكی از همرزمانش در این باره می گوید :یك بار به گردانهای متعدد لشكر پیشنهاد شده بود كه یكی از خطوط پدافندی را تحویل بگیرند اما هیچ یك نپذیرفته بودند .

وقتی به سید محسن موسویان مراجعه كردند او با آغوش باز این مأموریت را پذیرفت و با آنكه نیروهایش به علت مرخصی شهری در سطح شهر پراكنده بودند به سرعت آنان را جمع و در خط پدافندی مستقر كرد .

همین خصلت وی به گردان سیدالشهدا جایگاه خاصی در میان سایر گردانهای لشكر عاشورا بخشید .در عین حال از فكر آرامش نیروهای تحت امر خود و رسیدگی به آنها غافل نبود .

 یكی از همرزمانش در این مورد می گوید :حدود بیست روز قبل از عملیات بیت المقدس 2 ، گردان در موقعیت رحمانلو مستقر بود .فصل زمستان بود و نیروها در داخل چادر ، استراحت می كردند .

سید محسن با آنكه پتوی اضافی موجود بود علی رغم سرمای شدید فقط از یك جفت پتو برای خوابیدن استفاده می كرد .

 وقتی از او این درباره سؤال كردم گفت : « احتمال دارد پتو برای نیروها كم بیاید و شایسته نیست من برای خودم از پتوی بیشتری استفاده كنم . »در عملیات كربلای 4 غواصان در اثر آتش سنگین دشمن نتوانستند از اروندرود عبور كنند و این مأموریت به گروهان یك گردان سید الشهدا محول شد .

 موسویان به هنگام توجیه مسئولان گروهـان وقتی با اعتراض آنان در خصوص امكان عملی شدن عملیات مواجه شد در پاسخ گفت : « الان تكلیف است و باید از عرض رودخانه بگذریم . » اما این مأموریت به دنبال عدم موفقیت كل عملیات انجام نشد .

در عملیات بیت المقدس 2 در منطقه عملیاتی ماووت ، گردان تحت فرماندهی موسویان موفق به فتح پاسگاه قمیش و بلندیهای اطراف تپه الاغلو شد . پیش از این ، یگانهای دیگر در تصرف تپه مهم الاغلو موفقیتی به دست نیاورده بودند .

این مأموریت به فرماندهان سایر گردانها نیز پیشنهاد شده بود كه در نهایت سید محسن موسویان كه همواره در پذیرش مأموریتهای مهم و دشوار پیشقدم بود این مأموریت را پذیرفت و خستگی ناشی از عملیات شب قبل و سرما و برف شدید و همچنین احتمال جدی پاتك نیروهای عراقی هم مانع از این امر نشد .

وی شخصاً به همراه دو گروهان وارد عمل شد و با موفقیت نیروهای عراقی را از تپه مذكور به عقب راند .

سپس به هفت نفر مأموریت داد تا برای جلوگیری از فرار نیروهای دشمن جاده پایین تپه را ببندند و قرارگاه مجاور آن را تصرف كنند.

او پس از اتمام موفقیت آمیز این مأموریت ، در اثر اصابت تركش خمپاره در منطقه موسوم به « تكدرختی » در تاریخ 28 دی 1366 به شهادت رسید.

 وی در حالی به شهادت رسید كه حدود چهل روز از ازدواج او می گذشت .

پیكر او در وادی رحمت تبریز به خاك سپرده شده است.

Seyed Mohsen martyr Mousavis
Battalion commander Syed Alshhda (AS ) 31 Mechanized Division Ashoura 1343 AHS Alnjq village of East Azerbaijan province of Ajabshir born in low-income families .

 She was born the third child died in large Shiite Grand Ayatollah Sayyid Muhsin Hakim Azfqhay the same time , the occasion called him Sayyid Muhsin .

 Since childhood to respect the customs and religious practices of Egypt so that the brothers older Syed Abbas , Sheikh sound was her home .

 sixth grade elementary school in February (former ) located in the village of Shyshvan of milk began after he moved to Tabriz, where the city ended .

sections Traditional traffic school in the former spent. When not at school with his brothers paid to carpentry . Accomplished during the revolutionary banner motto written on it , which would participate in the protests .Help studied .

 In the same year he bombed Iraq for the first time in Tabriz . The march was to condemn this action by the school .

Seyed Mohsen After returning home from the rally, said : "I can not bear to stay at home and go to the front . " It 's heading to the front left school but the family insisted he wait until third year .

 Initially takes the Basiji in front .

 Later he joined the Corps of income. Seventy -month period was wounded four times in battle .

The merit that showed the company commander to battalion commander Seyedolshohada Ashura was promoted in the Army 31 .

 His attempts to address some of the issues revolving rarely went off to visit family .

 Even once the home to take over due to injury , his leg in plaster sooner opened and joined his comrades to collect .

 While at the same time accepting the Tabriz Revolutionary Guards Corps and served Sardrood .

It was totally obedient to command higher commanders .

One of the fellows said the proposal was a time division multiple battalion received one of the defensive lines , but none were accepted .Ashura battalions gave other divisions .

 yet comforting thought was unaware of the forces at their command and handle them . One of the fellows in this case says about twenty days before the second Jerusalem , the battalion was based Rhmanlv position .

Was winter and the forces inside the tent, rested .

Seyed Mohsen with the extra blankets were available , despite the extreme cold only used a pair of blankets for sleeping .

When I asked him about it he said: " It is likely to come under blankets for the troops and not worthy of me for myself I use more blankets .

" Operation Karbala 4 divers due to heavy enemy fire and were unable to cross the river Arvand mission group in Shohada Syed was turned over to battalion .

 Company officials protested when they Mousavis when justifying the feasibility of operations encountered in reply said : " It is the duty and must walk across the river .

 " But the failure of the mission following the failed operation . , In Jerusalem op 2 Mavvt operating area , the battalion commanding heights Mousavis won ghomayshi around the hill station was Alaghlv . Previously, units had not achieved success in capturing Hill Alaghlv important .

this was prevented . He was personally involved with two companies and successfully pushed Iraqi forces back from the hills .

 Then the seven mission to prevent the escape of enemy forces close the road down the hill and take over adjacent quarters .
After successful completion of this mission , the effects of fragmentation rockets hit the area known as " Tkdrkhty " was martyred on 28 Persian date Dey 1366 .
 He was martyred in approximately forty days after his marriage went. Tabriz mercy, his body was buried in the valley .

.

در سایت نگاه بیشتر ببینید...