رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۸ اسفند ۱۳۹۸

سردار شهید محمود اورنگی عصر - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

سردار شهید محمود اورنگی عصر

Loading the player...

 

محمود اورنگی عصر  فرمانده گردان ضربت الفتح تیپ 10 1شهید بروجردی دومين فرزند يك خانواده نسبتاً مرفه بودکه در سال 1340 ، در تبريز متولد شد .

سال 1346 ، تحصيلات خود را در مقاطع ابتدايي در مدرسه دهقان ( شهيد هوشيار فعلي ) آغاز کرد و پس از پايان آن ، در همان مدرسه ، وارد دوره راهنمايي شد .

 بعد از اتمام دورة دبستان و راهنمايي ، به تحصيل در دبيرستان و در رشته رياضي و فيزيك مشغول شد ، ولي در همان سال نخست ، تحصيل را ناتمام گذاشت .

 با وجود ترك تحصيل ، او فردي فعال بود و در مبل سازي و نقاشي ، همزمان فعاليت داشت .

به قرآن بيش از اندازه علاقه داشت و در برابر مشكلات بسيار صبور بود و هميشه سعي مي كرد مشكلات خود را حل كند .

قبل از شروع انقلاب ، با توجه به سن كمي كه داشت در تظاهرات عليـه رژيم شـاه شركت مي كرد .

با آغاز سال 57 ، فعاليت هاي سياسي وي رنگي ديگر يافت . در كلاس آموزش قرآن در مسجد شركت مي كرد و در كلاس تيراندازي حضور يافت ، و در اين رشته مهارت خاصي پيدا كرد .رفته رفته شخصيت او دچار تحول شد .

به گفته برادرش : « در اين زمان بود كه احساس كرديم ايشان همان محمود سابق نيست . » با پيروزي انقلاب اسلامي و تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ، وي به عضويت سپاه درآمد ، در حالي كه تنها هيجده بهار از سن او گذشته بود .

در اوايل ورود به سپاه ، آموزش نظامي خود را از مسجد شروع كرد و بعد از آن براي آموزش و طي دورة مربي گري ، به پادگان خاصبان كه پادگاني آموزشي در نزديكي تبريز بود ، رفت .

خدمت سربازي وي نيز در سپاه بود . دوستان وي در اين دوره اكثراً از قشر سپاهي بودند . بيشتر اوقات فراغت خود را در مساجد مي گذراند ، يا به ديدار خانواده هاي شهدا ، مخصوصاً خانواده افراد مفقودالاثر مي رفت .

شبها به مسجد چهارسوق مارالان تبريز مي رفت و به بچه ها آموزش ورزش هاي رزمي مي داد. با شروع جنگ در سال 1359 ، محمود از همان بدو انقلاب ، وارد سپاه شد و آموزش هاي نظامي مختلف را كه طي كرده بود ، براي دفاع از مملكت اسلامي ، عازم جبهه شد .

در مرحلة اول عمليات بيت المقدس ، با سمت فرمانده گروهان شركت داشت . مرحلة دوم علميات بيت المقدس نيز سمت فرماندهي گروهان را به عهده داشت .

در اين عمليات بود كه اورنگي ، وصيت نامة خود را نوشت كه در فرازي از آن آمده است : والدين عزيزم ، اگر بنده شهيد شدم روي سنگ مزارم جوان ناكام ننويسيد ، چرا كه من با شهادت به كام خود رسيده ام .

اورنگي معتقد بود كه : اين جنگ بر ما تحميل شده و براي بيرون راندن دشمن از ميهن بايد در جنگ شركت كنيم . ما مطيع ولايت امر هستيم و هر چه ايشان بگويد ، اطاعت مي كنيم .

هميشه توصيه مي كرد كه از گروهكهاي منحرف اجتناب كنيد .

دوستانش به كرات اين جمله را از او شنيده اند : « ما تنها يك جان داريم و آن را در طَبَق اخلاص گذاشته ايم و در راه انقلاب تقديم خواهيم كرد . » در عمليات مختلف چهار دفعه مجروح شد ، ولي هر بار پس از مرخص شدن از بيمارستان ، بلافاصله به جبهه رفت .

محمود ، فوق العاده در تيراندازي مهارت داشت ، به طوري كه يك بار يكي از دوستاش يك دو ريالي را با دست مي گيرد و محمود آن را با تير مي زند .

 هنگامي كه از او پرسيده شد كه چرا دو ريالي را نگهداشتي ، گفت : « با توجه به ايماني كه به كار وي داشتم ، نمي ترسيدم . »

مدتی بعد ازلشكر عاشورا ، به جبهه كردستان رفت و به سمت فرماندهي گردان ضربت "الفتح" منصوب شد ، و سرانجام در تاريخ 7 آبان 1363 ، در كمين ضد انقلاب و در بالاي كوه به محاصره افتاد و در اثر اصابت گلوله به پشت سر و قلبش ، به شهادت رسيد .

درحالي كه تا آن زمان ، پنجاه ماه در جبهه هاي جنگ حضور مستمر داشت .پیکرمطهر آن شهيد در گلزار شهداي بقائيه ( مارالان ) واقع در تبریز است.

Sardar martyr Mahmoud Orangi asr
Fatah Brigade, Task Force 10, 1st Battalion commander Mahmoud Orangi era martyr Boroujerdi was the second son of an upper middle class family in 1340, was born in Tabriz.
1346, educated at primary school in Farmer (Shahid vigilant current) and after that, the school will enter junior high school.
 Period after primary and middle school, and high school education in math and physics involved, but in the first year, the study was incomplete.
 Despite the drop, he was active in the furniture and paintings, simultaneously worked.
The Qur'an too was interested in was very patient problems and always tried to solve their problems.
Before the revolution, due to the limited age he attended the protests against the Shah.
Beginning in the 57th, another color was his political activities. The Qur'an in the mosque attended classes and attended special classes, and special skills found in this field. Gradually his personality will change.
According to his brother: "It was at this time that we feel he is the former Mahmoud. "With the establishment of the Islamic Revolution and Iranian Revolutionary Guards of the Islamic Revolution, he became a member of the Corps, but he was only eighteen years old last spring.
Early entry into the Army, the mosque began his military training and then teach and mentor during the training camp near Tabriz Khasban that militarization was gone.
His military service was in the Army. In this period he had legions of friends, mostly from the cortex. He spent most of his spare time in mosques, or visit the martyrs' families, especially families of missing persons went.
Activists Chaharsooghi went to the mosque at night Tabriz was teaching children martial arts. War started in 1359, Mahmoud from the very beginning of the revolution, the army and the various military training was over, the defense of the country, was headed to the front.
The first phase of operations in Jerusalem, was attended by the company commander. The second stage of scientific Jerusalem served as the company commander.
The operation of the Orangi, Will wrote his letter on the top it says: Dear parents, if I fail Shahid I Do Young Mzarm stone, because I've been a witness to his palate.
Orang believed that the war was imposed on us and to dislodge the enemy from the country to participate in the war. We are interested Guardianship and whatever they say, we obey.
Always recommend that the grouplets that wage avoid distracting.
Friends frequently heard the sentence, he said: "We have only one life and have put it at the Sincerity and will be presented in the revolution. "The different treatment was wounded four times, but each time after discharge from the hospital, immediately went to the front.
Mahmoud, was fantastic shooting skills, so that once one of her friends is a two-handed and Mahmoud footage shot does it.
 When asked why he kept two rials, said: "Due to the faith that I was not scared. »
After Azlshkr Ashura, the Kurdistan Front went to the battalion commander, Task Force "Fatah" was appointed, and finally 7th Persian date Aban 1363, ambush and counter-revolutionary At the top of the mountain was surrounded and shot to the back of the head and the heart , was martyred.
But until that time, fifty-year continuous presence in the battlefield. Pykrmthr the martyr martyr Bqayyh (maralan) is located in Tabriz

.

در سایت نگاه بیشتر ببینید...