رونق تولید ملی | دوشنبه، ۲۸ بهمن ۱۳۹۸

بازگشت به صفحه کامل

حبیب بن مظاهر

حبیب بن مظاهر


این شخص همان حبیب بود که بعدها نامه نوشت و از حسین(ع) به کوفه دعوت نمود، وقتی که حسین(ع) مسیرش را به کربلا تغییر داد، به حبیب نامه نوشت: «ای حبیب! تو خویشاوندی ما را با رسولخدا(ص) می دانی، و بهتر از دیگران ما را می شناسی، تو مرد آزاده و غیوری هستی، جان خود را از ما دریغ مدار، که رسولخدا(ص) در روز قیامت پاداشت خواهد داد.»(4) حبیب نامه را دریافت کرد و با 11 نفر از بستگان خویش به سمت کربلا حرکت کرد، با این که پیرمرد شده بود ولی یاد عشق حسین(ع) در او روحیه می دمید و او را سرزنده می کرد.

 

 

هرچند پیر و خسته و دل ناتوان شدم

هرگه که یاد روی تو کردم جوان شدم

پیرم که با قد کمان خود را به راهت می کشم

تا یک نظر بر من کنی ناز نگاهت می کشم

مهمان این دشت بلا بر یاریت آماده ام

عالم اسیر داغ تو من هم به تو دل داده ام

با زینب زهرا بگو تا جان به تن دارد حبیب

در یاری مولای خود از خون کفن دارد حبیب

هنگامی که حبیب به شهادت رسید شکستگی و حزن در چهره امام حسین(ع) آشکار گشت، و در کنار نعش او این جمله را فرمود: «للّه درّک یا حبیب لقد کنت فاضلاً تختم القرآن فی لیلة واحدةٍ؛(5) خدا خیرت دهید ای حبیب تو شخص فاضل (و با کمال) بودی و در یک شب تمام قرآن را می خواندی.»