رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۷ اسفند ۱۳۹۸

بخواب اصغر (ع) - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

بخواب اصغر (ع)

Loading the player...

کربلا به یاد دارد که رباب چگونه با دستان خسته گهواره گل 6 ماهه اش را تکان می داد و با چشمان اشک بار برایش لا لایی می‌خواند به امید اینکه لحظه ای، خواب چشمانش را برباید و تشنگی سینه کوچکش را نسوزاند.

سرزمین کربلا هنوز به خاطر دارد آن زمانی که حسین(ع) لب های خشکیده و پر عطشش را بر گلوی نازک غنچه ی پژمرده نهاد تا بوسه ی وداع را بگیرد.

کربلا هرگز از یاد نخواهد برد آن زمانی که تیر سه شعبه میان اصغر و حسین(ع) و رباب جدایی انداخت.

دستان حسین پر از خون شده بود، خونی که بر آسمان‌ها پاشید، بی آنکه قطره‌ای از آن به زمین بازگردد.

زمین و آسمان میگریست از غربت حسین(ع) آن زمان که در پشت خیمه‌ها با دستان زخمی و دلی آکنده از غم قبر کوچکی را میکند تا گل پر پر شده‌اش را در آن جای دهد و او آرام بگیرد.

Sleep Asghar (AS)
Karbala is the remembrance and Rubab how tired hands cradle the flower was shaking his 6-month
Pad LA Times calls him, with tears in his eyes, hoping that moment, steal sleep eyes and small breasts Nsvzand thirst.
It is still the land of Karbala when Husayn thin lips dry and throat full Tshsh on the withered buds to kiss farewell to the institution.
Karbala never forget when the beam between the three branches Asghar and Hussain (AS) and R. initiated separation.
Hussein's hands were full of blood, the blood of the heavens fell, without a drop of it back to Earth.
Earth and Sky Mygryst of nostalgia Hussain (AS) at the back of the tent with the wounded hands and heart full of sorrow to the grave is a little muddy, and he still takes place in the full Shdhash.

برای دیدن ویدیو های بیشتر به شبکه مجازی نگاه مراجعه نمایید.