اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | پنج‌شنبه، ۲۶ مرداد ۱۳۹۶

بازگشت به صفحه کامل

امام خمینى آیه جـمال و جـلال

-

مـسـاله (دیـن و شمشیـر)،(اسلام و خشـونت) از حـربه هاى كهنه و دیـریـنـى است كه جهان غرب آن را بـراى كـوبیـدن اسلام و مسلمـانان،هـر چـنـد گـاه به كـار مـى بنـدد و شـرق شناسـان و استعمارگران،براى دور كردن نسل جـوان از اسلام،آن را فریاد مى كنند.

آنـان، تـبلیغ كرده و مى كنند: اسلام با زور و قدرت پیشرفت كرده اسـت و ایـن سـلاح جـهـاد بـوده كـه مـردم را بـه اسلام كشانده و حـكـومـتـهاى دینى با زور سرنیزه مردمان جهان را بر سرسفره این كیش نشانده اند!

تـاریـخ نگاران،

 جامعه شناسان و كشیشان غربى، سیاستمداران، قلم بـمـزدان، تلاش ورزیده اند كه از اسلام و مسلمانان چهره اى خشن و خون آلود ترسیم كنند كه مدارا و انسان دوستى و صلح و صفا در آن جـایى ندارد. در برابر مسیحیت و مردم مغرب زمین را جلوه و نماد انـسـان دوسـتى و مهرورزى نشان دهند كه با گل سرخ و شاخه زیتون بـا جهانیان روبه رو مى شوند و هركارى انجام مى دهند در راستاى آزادى انسان و در راه بر قرارى صلح جهانى است.1

آنـچـه جـاى گـفـت وگـو دارد این نكته است: شمارى از نویسندگان مـسـلـمـان مـرعوب تهاجم فرهنگى دشمن شده و به تلاش برخاسته اند آییـنـهـا،

 دسـتورها و قانونهاى دینى را برابر آنچه غرب آن را حـقـوق بشر مى خواند،بنمایانند این گروه، به توجیه مسائلى چون حدود و قصاص و تعزیرات كه غرب آنها را نمى پسندد، پرداخته اند. شـمـارى از اصـل مـنكر سنگسار در اسلام براى مردان و زنان بدكار شـده انـد، جهاد اسلامى را، تنها جهاد دفاعى دانسته هرگونه یورش نـظـامى از سوى نظام اسلامى، به هر هدف، به دیگران را نادرست مى انگارند.2

در ایـن میان، كسانى كه جامه مسلمانى به تن كرده بودند، در هم آوایـى بـا خـواسـتـه هـاى جـهـان غـرب، تا آن جا پیش رفتند كه مـجازاتها و احكام سیاسى اسلام را دستورها و آیینهایى غیرانسانى و خشونت آمیز خواندند كه نه مفید است و نه درخور اجرا.

حـسـن نـزیـه، از اعـضاى كانون وكلا و عضو كابینه دولت موقت، در بـرابـر خـواسـتـه هاى مردم مسلمان ایران، كه خواهان پیاده شدن قانونهاى اسلامى در كشور بودند، بى شرمانه بیان داشت:

(اگـر مـا فـكر كنیم تمام مسائل سیاسى و اقتصادى و قضایى را مى تـوانیم در قالب اسلامى بسازیم،

 آیات عظام هم مى دانند،این امر در شرایط حاضر نه مقدور است، نه ممكن و نه مفید.)3

جـبـهه ملى در انجام این خواسته در سال 1360، طرح لایحه قصاص را كـه بـه خـامه فقهاى بزرگ نگاشته شده بود، ناسازوار با آزادى و كـرامـت انـسـانـى خواند و در اعلامیه اى از هواداران خود خواست بـراى رویـارویـى بـا ایـن قانون، به اصطلاح آنان غیرانسانى، به خیابانها بیایند.4

در برابر این سخنان بى مایه و سست و به دور از مبانى، از گذشته تـاكـنـون، اندیشه ورزان مسلمان پاسخهاى درخورى ارائه كرده اند كـه سـعـى هـمـه آنـان مـشكور باد. شهید بهشتى، به نزیه، كه با پـشـتیـبـانـى كـانون وكلا و سازمان حقوق بشر، به ستیز با اسلام بـرخـاسـتـه بـود، با استدلال و منطق پاسخهاى استوار داد و مردم مـسـلـمان با حضور آگاهانه و غیرت مندانه به صحنه آمدند و جبهه آنان را وادار به عقب نشینى كردند.

ایـنـك دوباره در عرصه جراید و مطبوعات، در قالبهاى نوین و روز پـسـنـد، با سخنان نمادین و غیرنمادین، اسلام، انقلاب اسلامى،امام خـمینى و یاران باوفاى آن حضرت متهم به خشونت ورزى و بیدادگرى مـى شوند و بنگاههاى خبرپراكنى غرب در سطح گسترده اى بدان دامن مـى زنـنـد و پاره اى از رفتارها و كارهاى تندى كه ایادى نفوذى دشـمـن بـراى بـدبین كردن مردم به اسلام انجام مى دهند گواه این گـفـته ها قلمداد مى كنند و با كمال تاسف شمارى از پروردگان سر سـفـره انقلاب، با از یاد بردن گذشته خود،

 جارچى دشمن شده و این جـا و آن جـا، بـزرگان دین را خشونت گرا مى خوانند و خود را با سابقه هاى روشن! مهرورز و هوادار مهروزى.

بـایسته است باور و اعتقاد امام را درباره دستورهاى جزایى اسلام بـدانیم و مبانى اعتقادى و فقهى و سیرت ایشان را در برخورد با دگـرانـدیـشـان، بـشناسیم. از این روى، در چند مقدمه دیدگاههاى امام را بیان مى كنیم:

الـف. امـام جهان را مظهر جمال خداوند شمرده و جلوه حق. بر این بـاور اسـت: تـار وپـود هـستى بر محور رحمت و بخشایش و مهربانى اسـتـوار اسـت و خداوند رحمان است و رحیم و رحمت و صفات جمالیه حضرتش، بر دیگر صفات جلالیه، چون قهار و... پیشى دارد.(رحـمـت رحـمـانیه و رحیمیه، شامل جمیع دار وجود است، حتى رحمت رحیـمیه كه جمیع هدایت هادیان طریق توحید از جلوه آن مى باشد، شامل همه است، الا آن كه خارجان از فطرت استقامت، به سوء اختیار خـود، خود را از آن محروم نمودند، نه این كه این رحمت شامل حال آنها نیست.)6

هـمـه برنامه هاى دین براى سعادت و خوشبختى انسانها سامان داده شـده اسـت. پیـامـبـران براى این كه آمده اند كه رحمت، دوستى، مـهربانى، مهرورزى و برادرى را در میان مردم بگسترانند و صلح و آرامش عمومى را در جهان پایدار سازند.7

انبیاء دلسوز بشرند و در پى آن بوده اند كه مردم را به ارزشهاى انـسـانـى راه نـمایند و از پرت شدن به دره هاى ژرف و بى برگشت تباهیها رهایى بخشند.

فـرسـتـادگان خدا، براى آسایش و آرامش و هدایت مردم، خود را به رنـج مـى افكندند و شبان و روزان در تشویق بودند تا مردم گمراه و سرگشته نباشند:

(انـبیا، مظهر رحمت الهى هستند. مى خواهند كه مردم خوب باشند، مـى خـواهـنـد همه مردم معرفت الله داشته باشند. مى خواهند همه مردم سعادت داشته باشند.)8

خـداپـرسـتان، اهل رحمت، بخشش، مهرورزى، برادرى هستند و از این میان، مسلمانان از مهر و مهرورزى ویژه اى بر خوردارند. مومنان كـانون مهربانیها و دوستیهایند، به هم كیش و غیر هم كیش. با هم كیـشـان،

 در اوج برادرى و برابرى و عشق مى زیند، و چون بنیانى اسـتـوار پـاس یكدیگر مى دارند، در غم و شادى هم شریكند و نظام اسلامى نیز در برابر مومنان رسالتهاى ویژه اى بر عهده دارد.

ب. انـبیـاى الهى برنامه هاى خود را كم كم بر بشریت عرضه كرده انـد. بـرنامه هاى هر پیامبر، كامل كننده برنامه فرستاده پیشین اسـت. احكام اسلام نیز، كم كم و با آماده سازیها نازل شده است.9

پیـامـبر اسلام با در نظر گرفتن شرایط روانى و اجتماعى، برنامه هـاى خـود را سـامان مى داده است; چه كه پیاده كردن برنامه هاى سیاسى، اقتصادى و... در یك زمان كارى بود سنگین و همگان آن را بـرتـابیـدنـد. پیامبر در پى هر برنامه و قانون، زمینه پذیرش دگركارها را فراهم مى آورد:

(انبیا، همه، دنبال این بودند كه به تدریج آنطور كه مى شود این بشر را سوق بدهند طرف معرفت الله.)10

ج: در مـنـطـق امام امت، براى هدایت مردم به اسلام و نگهبانى از بـاورهـا و ارزشـها، بیش از آن كه انذار كارآمد باشد، بشارت، و نـویـد و امیـدآفـریـنـى سازنده است. بشارت دل را نرم مى كند، احـسـاسـات را بـه جوش مى آورد و روان را آماده پذیرش حقیقت مى سـازد. قـرآن پیش از انذار و ترساندن مردم از كیفر،

 از بهشت و رضـوان و رحـمـت و نـور و شـادیـهاى دو جهان سخن مى گوید و رمز پیشرفت پیامبر را مدارا،

 مهربانى و مهرورزى مى شمرد:

(فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم....)11

بـه سـبـب رحـمت خداست كه تو با آنان این چنین خوشخوى و مهربان هـسـتـى. اگر تندخو و سخت دل بودى، از گرد تو پراكنده مى شدند، پس بر آنان ببخشاى....پیـامبر(ص) با تبلیغ رساندن پیام وحى به تشنگان معرفت، دین را پیـش بـرد. به پیام رسانان دین سفارش مى كرد با حسن خلق و روى خـوش بـا مردم روبه رو شوند. فرستادگان پیامبر با در دست داشتن آیه هاى رحمت به میان مردم مى رفتند، دلها با شنیدن این آیه ها نرم مى شد و آماده براى پذیرش حق.

پیـش از این كه پیامبر به مدینه هجرت كند، بسیارى از اوسیان و خـزرجیـان، به اسلام گرویده بودند و گسترش اسلام به ایران و روم نیز، در پى خواسته هاى مردمان آن دیار انجام گرفت و مسلمانان، پیـش از نبرد، با استقبال ایرانیان و رومیان روبه رو مى شدند. ایـن حنجره ها و سینه ها و مغزهاى كینه آلود و كثیف است كه این جـا و آن جـا،بـراى لكه دار كردن اسلام در تكاپویند چهره اسلام و مـسـلـمـانـان را زشت جلوه دهند12 و گرنه اسلام، زیبا، پرشكوه و داراى برنامه هاى صد درصد انسانى و به سود انسان است.

از ایـن روى امـام امـت بـه پیام رسانان دین اندرز مى داد: آیه رحـمـت بـاشـنـد و با امید آفرینى و نشان دادن زیباییهاى قرآن، مردم را به آن جذب كنند:

(درمـسـائل ملایمت و جهت رحمت بیش تر از جهت خشونت تاثیر میكند. مـن در زمـان اخـتـنـاق رضـاخانى، وقتى در مدرسه فیضیه صحبت مى كـردم، آن گاه كه از جهنم و عذاب الهى بحث مى كردم،

 همه خشكشان مـى زد، ولـى وقتى از رحمت حرف مى زدم، مى دیدم كه دلها نرم مى شـود و اشـكـها سرازیر مى گردد و این تاثیر رحمت است. با ملایمت انسان بهتر مى تواند مسائل را حل كند تا شدت.)13

امام تاكید داشت كه اسلام و انقلاب را نمى شود با شمشیر پیش برد. مـنـطـق و سـخن مهم ترین ابزار ماست، هدف ما صدور اسلام و انقلاب اسـت و مـبـارزه با الحاد و دین ستیزى و با سلاح نیرومند منطق و ایمان، در برابر الحاد شرق و استكبار غرب مى ایستیم.

امـام در پاسخ كارشناسان جنگهاى روانى، وابسته به غرب، كه امام را دیـكـتاتور مى خواندند و این پندار واهى را گسترش مى دادند: وى بـر آن اسـت باورهاى خود را با نیروى شمشیر بر دیگران تحمیل كند و مردمان را به زور با خود همداستان كند، گفت:

(بـارهـا گـفته ام، ما با كسى جنگ نداریم. امروز انقلاب ما صادر شـده اسـت. در هـمـه جـا اسـم اسلام است و مستضعفان به اسلام چشم دوخـتـه اند. باید با تبلیغات صحیح، اسلام را آن گونه كه هست به دنیـا مـعرفى نمایید. وقتى ملتها اسلام را شناختند، قهرا به آن روى مـى آورنـد و مـا چیزى جز پیاده شدن احكام اسلام را در جهان نمى خواهیم.)14

د. در نـظر امام، خشم، كلید همه بدیها و شرارتهاست. غریزه وقتى بـه جـوش آمـد و خـرد از كـنـتـرل خـارج شد، چه بسا ترو خشك را بـسـوزاند. آتش خشم وقتى شعله ور شد، اندرز در آن راه پیدا نمى كـنـد و انـسـان خـشمگین، افزون بر خود، دیگران را ممكن است به نابودى بكشاند. براى همین جهت پیامبر فرموده است:(چـنـان كـه سـركـه عسل را تباه مى سازد، غضب ایمان را فاسد مى كند.)15

ولى خشم و غضب همه جا نكوهیده نیست، بلكه قوه غضبیه از نعمتهاى بـزرگ خـداسـت كـه آبـادى دنیا و آخرت و حفظ فرد و جامعه بدان بـسـتـگى دارد و اگر این نیروى با ارزش در وجود آدمى نبود، بشر در بـرابر دشواریهاى طبیعت به دفاع از خود بر نمى خاست و ترس و ضـعف و سستى و تنبلى و ناشكیبایى و بى غیرتى در انسان راه پیدا مـى كـرد. از ایـن روى، ایـن نیروى غریزى اگر به درستى به كار آیـد، وسیـله اى است براى رسیدن به كمال. خداوند متعال مومنان را سـتـایش كرده است كه در برابر كافران و دین ستیزان با قهر و غـضـب رفـتـار مـى كنند و با یكدیگر به مهر و آشتى: (اشداء على الكفار رحماء بینهم).16

امام خمینى ره مى نویسد:

(اداره امـر بـه معروف و نهى از منكر و اجراى حدود و تعزیرات و سـایر سیاسات دینیه و عقلیه نشود،

 جز در سایه قوه شریفه غضبیه. پـس آنها كه گمان كردند كشتن قوه غضب و خاموش كردن آن از كمالات و مـعارج نفس است، خود خطایى بزرگ و خطیئه اى عظیمه كردند و از حد كمال و مقام اعتدال غافلند.)17

هـ: سـرانـجـام و نتیجه گفته هاى پیشین این است كه همه باورها، ارزشـهـا و احـكـام و شیوه اداره جامعه در اسلام، براساس رحمت و بـراى رسیدن به عدالت و بهروزى مردم سامان یافته است و اگر به درسـتـى اجرا شوند، ذره اى زیان و خسارت بر مردم روا داشته نمى شود و آزادى انسانى آنها از میان نمى رود.

اوج حـاكـمیـت سیاسى دین بر مردم در زمان غیبت امام زمان(عج)، ولایـت فـقیـه اسـت و در مـنطق امام خمینى، در آن خشونتى و جود نـدارد; زیـرا اصـل، حكومت و اجراى قانون است. پیامبر و امامان بـر اسـاس معیارها و ترازهاى قانون عمل مى كردند و مامور اجراى دسـتـورها و آیینهاى قرآن بودند و از پیش خود فرمان نمى دادند، خـداونـد بـه پیـامـبر هشدار داده است: اگر برخلاف دستورهاى من رفـتـار كـنـى، از تـو بازخواست مى كنم. فقیه نیز، پیاده كننده احـكـام اسلام است و ناظر بر كارگزاران كشور و اگر بخواهد سر از فـرمـان خـداوند بپیچد و برخلاف قانونها و آیینهاى خداوند اراده خود را بر جامعه بار كند، ولایت نخواهد داشت:(فـقیـه نـمى خواهد به مردم زورگویى كند. اگر یك فقیهى بخواهد زورگـویـى كـنـد،

 این فقیه دیگر ولایت ندارد. اسلام است، در اسلام قـانـون حـكومت مى كند. پیغمبر اكرم(ص) هم تابع قانون بود، نمى تـوانـسـت تـخـلـف بكند. خداى تبارك و تعالى مى فرماید كه: اگر چـنـانـچه یك چیزى برخلاف آن چیزى كه من مى گویم تو بگوئى من تو را اخـذ مـى كـنم... ولایت فقیه ولایت بر امور است كه نگذارد این امـور از مـجـارى خودش بیرون برود. نظارت كند بر مجلس، بر رئیس جـمـهـور كـه مـبـادا یـك پـاى خـطـایى بردارد... ولایت فقیه ضد دیكتاتورى است.)18

در احكام جزایى و دفاعى اسلام نیز، خشونتى وجود ندارد، آنچه هست و آییـنها و قانونها و دستورهایى كه وجود دارد، بر اساس مصلحت نـوع انسان و رسیدن جامعه به صلح و آرامش و امنیت عمومى سازمان دهى شده اند. جامعه حكم یك بدن را دارد. اگر عضوى از اعضاى بدن فـاسد شد، اگر از اصلاح آن خوددارى كنیم، به همه اندام سرایت مى كـنـد و قرار و آرامش از دیگر اعضا مى گیرد. اگر نقطه اى از یك كشتى سوراخ شد و براى بستن آن اقدامى صورت نگیرد، همه سرنشینان آن غـرق مـى شـونـد. سـلامـت و آرامـش جامعه نیز بدون مبارزه با شـرانـگیـزى و جـنـایت دوام نمى یابد. امام بر این نكته تاكید دارد: پیامبر(ص) نبى رحمت بود و مظهر عطوفت و اخلاق بزرگوارانه و داراى قـلـبـى مهربان و چشمى اشكبار، ولى گاه در آن جا كه با مـحـبـت نـمـى تـوانست تبهكاران را به صلاح آورد، ناگزیر با شدت رفـتـار مـى كـرد و غـده هاى سرطانى را با جراحى از بدنه جامعه بیـرون مـى كـشیـد. كـار پیامبر، بسان كار پزشكى بود كه براى بـهـبودى بیمار او را جراحى مى كند، بر این كار طبیب دلسوز آیا مى توان برچسب خشونت زد.19

بـر این اساس قصاص و حدود و امر به معروف نیز مصداق رحمت است و برخاسته از رحمت رحیمیه خداوند:

(اجـراى قصاص و حدود و تعزیرات و امثال آن كه به نظر مى رسد با ملاحظه نظام مدینه فاضله تاسیس... شده هر دو سعادت[ دنیا و آخرت ]مـنـظـور اسـت; زیـرا كه این امور در اكثر[ مردم] براى رساندن جانى و رساندن او به سعادت دخالت كامل دارد....)20

قـرآن، اجـراى قانون قصاص را زندگى ساز مى شمرد; زیرا كه قصاص، پیـگـرد قـانـونـى و بریدن ریشه هاى جنایت و از بین بردن كینه تـوزیها و انتقامها و برقرارى صلح و صفاست. اگر حكم قصاص كه به قـدرت حـكومت و به اختیار اولیاى دم است، دقیق انجام بشود و با این شعله انتقام گیرى خاموش شود و یا اولیاى مقتول با خشنودى و رضـا، دیـه را بـپذیرند به طور طبیعى زندانها از افراد شرور پر نمى شود و صلح و صفا هم بین مردم برقرار مى گردد:

(قـرآن در مـجتمع ایمانى و برادرى حكم قصاص را اصل اولى و ثابت مـقرر داشته و به عفو قاتل ترغیب نموده، تا سایه عدل و رحمت با هـم گـسـترده شود: اجراى قصاص به دست قدرت حكومت مردم و عفو به وجـدان و صلاح اولیاى مقتول، نه به اختیار حكومت، تا آتش انتقام خـامـوش شود و رابطه برادرى و رحمت برقرار گردد و نیز تبدیل به دیـه، بسا به صلاح كسان مقتول و یا قاتل از اعضاى خانواده مقتول است. بر مبناى همین اصل قضایى و ایمانى، مجتمع امن و پیوسته بى مـانـندى در سرزمین كینه و انتقام پدید آمد كه در سالیان دراز، نـه دسـتـگاه قضایى وسیع و نه زندانها در میان بود و قاتل و یا دزدى كـه در مـعـرض قـصـاص و حـد در آمـدنـد بـسیار انگشت شمار بودند.)21

از جـمله جاهایى كه شاید از سوى انسان مسلمان، خشونتى سر بزند، در گـاه مبارزه با فساد، فساد آفرین، تباهى، تباهى آفرین، و در صحنه كار زار با دشمن است كه در این جا به شمه اى از دستورها و آییـنـهـاى اسـلام و دیـدگاه امام خمینى مى پردازیم و سفارشهاى بسیار ایشان، را یادآور مى شویم.