رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۸ اسفند ۱۳۹۸

ابراهیم رهبر - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

ابراهیم رهبر

Loading the player...

 

مداح با صفای اهل بیت از استان آذربایجان شرقی که با مداحی شعر ((ای قلم سوزلرینده اثر یوخ )) آوازه جهانی پیدا کرده و این شعر در تمام محافل مذهبی و مهدوی دنیا شناخته شده می باشد .

حاج ابراهیم رهبر مداح با اخلاص و ارادتمند خاص امام عصر(عج) که عاشقان و منتظران حضرت بقیه ا...(عج) او را با نوای دلنشینش در فراق یوسف زهرا(س) می شناسند و هر غروب جمعه با اجرای شعر(ای قلم سوز لروندا اثر یوخ) او، غم دوری از آقا و مولایشان در دلها، صد چندان می شود.

وی متولد 1341 تبریز، درحال حاضر شغل آزاد دارد(فروش فرش) و ساکن تبریز می باشد.

 از 15سالگی یعنی از سال 1356 با هدایت و تشویق روحانی هیات، مرحوم حجت الاسلام اهری، به مداحی روی آورده و تا الان هم در این کسوت است.

صداقت، پاکی و تقوی را مشخصه اصلی یک مداح مداند و می گوید:  اعمال و عملکرد یک مداح و ذاکر باید مورد تایید اهل بیت(علیهم السلام) باشد.

احترام به پیشکسوتان، عالم و عامل به مسائل دینی، ظاهرالصلاح، با وضو در مجالس اهل بیت(علیهم السلام) حاضر شدن، رعایت ادب و آداب مجالس، مواظبت از زبانی که ذکر و ثنای اهل بیت(علیهم السلام) را می گوید، که مبادا در وادی گناه و معصیت بیفتد و ...

وی ادامه می دهد: اجرایی کردن خواسته های علمای دین، خصوصا مقام معظم رهبری، به نظر من با توجه و دقت در آن فرمایشات و عمل به آنها تحقق پیدا می کند. در این زمینه مطالعه کتاب «لؤلؤ و مرجان» مرحوم محدث نوری در باب منبر و روضه خوانی و مداحی می تواند ما را در این راه کمک فراوان کند.

حاج ابراهيم رهبر  در مورد مداحي زيباي خود در مورد آقا امام زمان (عج) که در ديدار با رهبر معظم انقلاب نیز اجرا کرده است می گوید:

معرفی و شناساندن واقعی حضرت حجت(عج) به مردم، ایجاد آمادگی لازم در آنها برای تحقق جامعه مهدوی می تواند در کار مداحان در عصر غیبت به صورت جدی دنبال شود.

 ما در این عالم با وجود حضرت صاحب(عج) حیات داریم و زندگی می کنیم و از انصاف به دور است که از واسطه فیض الهی و حجت حق بر روی زمین دور باشیم.

غیبت از خود ما است اگر ما خودمان را اصلاح کنیم فرج آقا و مولایمان نزدیک می شود.

وی در مورد اولین اجرای این شعر می گوید:

شب نیمه شعبان بود، با جمعی از مداحان در یک مراسم برنامه اجرا کردیم، با وجودی که خسته بودم به دعوت دوستان به هیات انصارالحسین(ع) رفتیم.

دوستان ابیاتی را خواندند و نوبت به من رسید، من هم چند بیتی را خواندم که یکی از دوستان برگ کاغذی به من داد که ابیاتی در آن نوشته شده بود و گفت بخوان.

پیدا کردن سبک برای شعری که بدستم رسیده بود مشکل بود، در ذهن سبک را آماده کردم و شروع به خواندن کردم.

ایام مصادف بود با بسته شدن راههای کربلا، در شعر هم اشاره ای به آن شده بود، عوامل مختلفی دست به دست هم داد و در آن مراسم شور و حال خاصی پدید آمد.

 به نظر هرچه بود از عنایات حضرت ولی عصر(عج) بود و خلوص شاعر آن شعر.

جناب آقای صفایی زنجانی، شاعر آن بودند البته من شناخت چندانی از ایشان ندارم ولی همین قدر بگویم که هرچه بود از خلوص نیت او سرچشمه گرفته بود.

خودشان نقل می کردند که: «شب جمعه ای بود در حرم امام رضا(ع) از حضرت خواستم تا کمکم کند تا شعری در مورد امام زمان(عج) بگویم، صبح زود وقتی چشمم به گلدسته های حرم امام رضا(ع) افتاد بیت اول شعر به زبانم جاری شد.

همین طور که در حرم راه می رفتم ابیات در ذهنم شکل می گرفت و من هم یادداشت می کردم، یادم هست بیت آخر را در کنار ایوان طلا نوشتم. این شعر را به مدد امام رضا(ع) گفتم.»

ای قلم سوزلَرین دَه اَثریوخ

ای قلم در حرف هایت اثری نیست

 آشنا دَن مَنَه بیرخَبَر یوخ

از آشنا برای من خبری نیست

گَلدی بو جومعَه دَ گِشدی آلله

این جمعه هم آمد و گذشت ای خدا

 فاطمَه یوسیفینَّن خبر یوخ

از یوسف فاطمه(س)خبری نیست

 یاندی پروانَه لَرشمعِ سوندی

پروانه سوخت و شمع زندگیش خاموش شد

 آیریلیقدان اورَه قانَه دوندی

از جدایی دل ها خون شد

 شَأنیدَه رُتبَه دَه بی بَدَل سَن

در شأن و مقام بی همتایی

 هرگوزَل دَن آقا سَن گوزَل سَن

از هرزیبایی آقا تو زیباتری

 کیم دییر آیریلیق در دَه سال ماز؟

چه کسی می گوید جدایی انسان را دردمند نمی کند؟

 عاشیقین صبرینی اَل دَن آلماز؟

وصبرِ عاشق را لبریز نمی کند؟

 ای گوزوم یول لارا باخ داریخما

ای چشمم به راه نگاه کن و دل تنگ مشو

 گون همیشَه بولوت آت دا، قالماز

چون که خورشید همیشه زیر ابر نمی ماند

 قونچَه گول لَر نَه اندازَه سُل سون

غنچه ی گل چقدر پرپر شود؟

قلبیلَر قویما قانیلَه دُلسون

مگذار قلب ها خون شود

گَلدی بو جُمعَه دَه گَلمَدین سَن

این جمعه هم آمد ولی شما نیامدید

 گون سایِم جمعه ی دیگَر اولسون

روزها را می شمارم تا جمعه ی دیگر برسد

 ای "صفایی" هَلَه دُز فراقه

ای "صفایی" صبر کن در فراقش

 یول سالاخ بیزدَه بیردَه عراقَه

تا بارِ دیگر مسیرمان به طرف عراق بیفتد

قلبیلَر غُصَّه دَن داغلی قالدی

قلب ها از غصه ات داغدارشده است

 یا امام زمان گَل اَمان دی

یا امام زمان(عج)بیا و رحم کن

 کربلا یول لاری باغلی قالدی

راه های کربلا بسته مانده

Abraham rahbar

Mourning a lovely eulogy poem with bits of Eastern Azerbaijan ( ( a pen Svzlryndh of Yvkh ) ) has found international fame and this poem is known in religious circles and Mahdavi world

Yours sincerely and special Haj Ibrahim, rahbar of Mourning Imam Mahdi ( aj ) and awaits the lovers of the Prophet ( as) at parting with her voice Dlnshynsh Joseph Zahra know every Friday evening with the lyrics ( a font Burner Lrvnda Yvkh effect ) , his sorrows away in the hearts of men and Mvlayshan , is increased a hundredfold .

He was born in Tabriz in 1341 , is currently employed ( selling carpets ) and the inhabitants of Tabriz.

 At the age of 15 in 1356 with the guidance and encouragement of staff cleric , Hojjat al- Ahari late , as eulogy turned and now is the protagonist .

Honesty, purity and virtue , and the main characteristic of a Mourning Mdand says Zakir actions and performance and must be approved by an inmate Mourning (PBUH ) is.

Respect to veterans , scholars and religious factors , Zahralslah , the ablution household meetings (PBUH ) being present , observing the manners and customs, ceremonies , and Sanaei care of the household language (PBUH ) says that not fall within the realm of sin and the sin of ...

He continues: implementing the demands of religious scholars , especially the leader, I think the attention will realize that their pronouncements and actions . In the context of this book, " Lulu and Marjan " The late Muhaddith light on the pulpit and Al speaker and can be of great help to us in this way .

Haji Ibrahim rahbar of his beautiful eulogy on Mr. Imam (as ) meeting with the Supreme Leader , has also said :

And known the true Imam Mahdi ( as) to people, making them ready for realizing Mahdavi society can be pursued in earnest eulogy of the occultation .

 We are in the world with the Prophet ( pbuh ) life and we live by the grace of fairness is far and away the authority on earth to do.

If we amend our own we missed our slot and Mvlayman Lord is near .

His first run this poem says :

Shaban night was clear , with the eulogy at a funeral mass was performed , even though I was tired to invite friends to the Board Ansaralhsyn ( s ) left.

Friends of verses, singing and it was my turn , I also read that a bit friend of mine gave me a sheet of paper on which was written the verses , saying, Sing.

I receive the invitation came to light that it was difficult to find a poem in the style got ready and started reading my mind .

Period coincided with the closure of Karbala ways , it was a reference to the poem , many factors go hand in hand and it came at a moment of passion .

 The blessings of the Imam ( AS ) and PURITY lyric poet .

Mr. Safai Zanjani , poet had little knowledge I have of them but it was enough to say that whatever he originated was sincerity .

They were told : " It was a Friday night at the shrine of Imam Reza ( AS) asked him to help me make a poem about Imam Mahdi ( as) say , my early morning when the minaret of the shrine of Imam Reza ( AS ) was a bit the poem was first tongue .

As the shrine was walking the lines in my head and my notes , I remember the last bit of gold writing on the front porch . This is thanks to the poetry of Imam Reza ( AS ) said. "

No trace of an item in your words

I know of no

This past Friday was a God

Yusuf Fatima no

Fuel license and his life was extinguished candle

Separation of blood from the heart

The unique dignity

Sir, you are a beautiful Hrzybayy

Who says the pain of separation does not?

Love does not fill Vsbr?

Do not miss a look through my eyes

Because the sun does not stay

How to wilt a flower bud?

Thou art heart, blood

It was Friday , but did not you come

The other would count the days until Friday

A " fun " Wait a Fraqsh

Iraq to take on our way up again

Your hearts of sorrow is Daghdarshdh

Or Imam (as ) Come and mercy

Karbala ways depending on the

در سایت نگاه بیشتر ببینید...