جهش تولید | چهارشنبه، ۲ مهر ۱۳۹۹

دوبله سریال زیر تیغ - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

دوبله سریال زیر تیغ

Loading the player...

محمود (پرویز پرستویی) و جعفر (آتیلا پسیانی) کارگران یک کارخانه یخچال‌سازی و از دوستان قدیمی و بسیار صمیمی یکدیگرند، آنها که در آستانه برگزاری مراسم ازدواج فرزندانشان رضا (کوروش تهامی) و مریم (الهام حمیدی) قرار دارند، طی ماجرایی غیرمنتظره با هم درگیر می‌شوند و این آغاز ماجراهایی پیچیده بین دو خانواده است، اتفاقاتی که تا رو‌در‌رویی دو خانواده و به خصوص همسرانشان طاهره (فاطمه معتمدآریا) و اعظم (فریبا جدیکار) پیش می‌رود. 

بستر زمانی این بازنمایی دست كم به اوایل دهه 70 بر می گردد كه هنوز تجملات و زرق و برق های زندگی مدرن امروزی در آن نفوذ نكرده است. 
همین سادگی اتفاقا به كمك وجود دراماتیك قصه آمده و كمتر مخاطب را آزار می دهد و آنچه در نهایت به این باورپذیری می افزاید، شخصیت پردازی داستان است كه حضور عینی آنها همواره در پیرامون ما احساس می شود و هركدام از آنها به گونه ای در زندگی خود مخاطب، ما به ازای بیرونی دارد: البته هژمونی بازیگری در زیرتیغ علاوه بر این كه با توانایی و مهارت های فردی بازیگران آن نسبت دارد اما روح و ساختار روایت نیز به فراخی دامنه این اثرگذاری افزوده است.
اثر زیبای حسین علیزاده كه مفهوم سوگ و عقبه تاریخی آن در فرهنگ ایرانی را به نغمه های حزن انگیز موسیقی بدل كرده است، به رمزگشایی تراژدیك معنایی قصه می انجامد و به بازنمایی روانی ـ حسی فیلم كمك می كند.
اما همه این عناصر در هویت ایرانی آن به ثمر رسیده و ذیل این مفهوم به بار می نشیند. هویتی كه به زعم نگارنده در «قصه های مجید» كیومرث پوراحمد نیز قابل دریافت است. 
 
یعنی در آنجا نیز بیش از آن كه فیلمنامه، بازیگران و كارگردانی به زیبایی اثر منجر شود، هویت و تجربه زیست ایرانی به كمك آن می آید. البته توانایی محمدرضا هنرمند را در این اثر نباید نادیده گرفت. كسی تصور نمی كرد كارگردان آثار طنز این چنین به خلق اثری تراژدیك موفق شود تا حدی كه در دام سانتی مانتالیسم هم نیفتد!
وجود تراژدیك زیرتیغ بر چیدمانی قرار گرفته كه قهرمان و ضدقهرمان آن درهم آمیخته است و با ایجاد كنتراستی خانوادگی به این پارادوكس محتوایی دامن می زند. یعنی فاجعه در فضایی رخ می دهد كه سنخیت و وابستگی عاطفی در اوج قرار دارد. قاتلی بر حسب اتفاق به قتل كسی دست می زند كه نه نفرت بلكه بیشترین علقه و رفاقت میان آنها حاكم است. 
آن هم زمانی كه این خط دوستی قرار است با وصلت دختر و پسر آن دو تداوم یابد و رفاقت به خویشی ختم شود.
درست در آستانه این وصل با یك اتفاق ساده اما هولناك رشته های وصل می گسلد. گسستی كه نه بر پیكر یك خانوده كه بر نظام عاطفی حاكم بر آنها زخم می زند. زخمی كه در همیشه تاریخ در نظام خانوادگی ایران به بغضی سنگین بدل شده و گاهی در پای تماشای اثری مثل زیرتیغ می تركد این مجموعه زخم كهنه هویت ایرانی را در پس مناسبات انسانی اش زنده می كند و از همین نقطه به ارتباط عمیق، درونی و اثرگذار با مخاطب دست می یابد و به ملال تاریخی او دامن می زند. 
 
ملالی كه شاید كندی فیلم بویژه از زمان وقوع فاجعه تا معرفی محمود از منطق این وضعیت بر می آید.
این تقابل عاطفی كه عشقی در برابر نفرت و دوستی در مقابل دشمنی می نشیند و شادی به غم بدل می گردد در تركیبی از رئالیسم اجتماعی و ملودرام خانوادگی به بازسازی هویت و تراژدی زیست ایرانی می انجامد كه مصیبت در آن همواره در درون محبت و رفاقت رخ می دهد و اسطوره رستم و سهراب در چهره های دیگرگونه اش به واقعیتی مكرر بدل می شود كه در اینجا از بیگانه گله ای نیست كه با او هرچه كرد این آشنا كرد!
در آتش این حادثه سخنان حكیمانه دایی (هوشنگ توكلی) همچون آبی است كه بر آتش درون ریخته می شود. او نمادی از عقلانیت و تجربه در این ترك تازی احساس و هیجان است كه الگوی سنتی ریش سفیدی در جامعه ایرانی را به نمایش می گذارد. شغل او (نانوایی) كه از ماده ای خام نانی پخته بر می آورد كه بركت سفره مردم می شود، تناسبی نمادین با منش او دارد در نان. گرمای محبت با حرم معیشت می آمیزد و عاطفه و عقل همسفره می شود.
 
نقطه عطف آسیب پذیری ما، اتفاقا عاطفه ای است كه هیچ پشتوانه عقلانی ندارد و در نوسان افراط و تفریط حركت می كند. در شب قبل از حادثه محمود و جعفر در اوج دوستی، حمایت مالی و جانی از هم می كنند و هر كدام سعی دارد در حق دیگری گذشت و ایثار كند. این رابطه دوستانه با آن قدمت تاریخی ناگهان خیلی زود تحت تاثیر احساسات و تعصب و قضاوتی عجولانه به عصبانیت و دعوا و قتل تبدیل می شود. گویی هیچ گونه شناخت و معرفتی در میان نبود كه ستون آن دوستی چندین ساله با تلنگری می لرزد و فرو می ریزد. این روایت تلخ دوستی در جامعه ایرانی است كه نظام خانودگی و عاطفی برآمده از آن نیز از این عدم تعادل آسیب می بیند. قصه سیاه و سفید دیدن آدم ها كه عشق و نفرت در آن دو روی یك سكه اند. زیرتیغ به طور تلویحی این هویت را زیرتیغ نقدی غیرمستقیم جراحی می كند تا تاول های این زخم كهنه كه زندگی انسان های بسیاری را به تلخی كشانده است، بر ملا كند.
 
زیرتیغ پیام اخلاقی خود را در پرداخت و روایت داستان می دهد و از صبری كه جای آن بویژه در مناسبات انسانی ایران امروز خالی تر است، سخن می گوید تحملی كه زیر تیغ حادثه، مثله مثله می شود و هستی اجتماعی ما را تهدید می كند. محمود فروغی اما هنوز بازمانده این شرف ایرانی است كه در دادگاه اتهام به سرقت در پی دفاع از حیثیت و پاكی وجود خویش است. وجودی كه نمی داند در دادگاه دوم (اتهام قتل) چیزی از آن باقی می ماند یا خیر؟
او خود را برای قصاص قتل آماده كرده است و به تقدیر الهی رضایت می دهد، اما نمی خواهد وجود زیر تیغ اش به تهمتی ناروا آلوده شود كه این نه حب نفس كه دفاع از شرف انسان است. ارتباط محمود و طاهره ضمن این كه مناسبات زیبای همسربودگی را به تصویر می كشد و به كنه و عمق روابط عاطفی و خانوادگی ایرانی می پردازد بار دیگر توان وظرفیت پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا را به رخ می كشد و زیرتیغ را به كلاس بازیگری بدل می كند. زیرتیغ در تعامل همین مناسبت های انسانی الگوی اخلاق ایرانی (گذشت ایثار و نوعدوستی) را به یاد ما می آورد تا بفهیم آدم یك لاقبا اگر مشت ندارد لاقل باید پشت داشته باشد.
سال تولید: 1394
پرویز پرستویی در نقش محمود
فاطمه معتمدآریا در نقش طاهره (همسر محمود)
آتیلا پسیانی در نقش جعفر
کوروش تهامی در نقش رضا (پسر جعفر)
الهام حمیدی در نقش مریم (دختر محمود و طاهره - همسر رضا)
سیاوش طهمورث در نقش قدرت (برادر جعفر)
هوشنگ توکلی در نقش دایی (دایی رضا)
فریبا جدی‌کار در نقش همسر جعفر
شبنم مقدمی در نقش مرضیه
رامین راستاد در نقش خسرو
نگار جواهریان در نقش فخری


جواب‌های شاخه ای نویسنده تاریخ
دوبله لریز چوخ قوزلدی. انشالله بو یولی ادامه ورین پروفسور ۱۳۹۴/۰۷/۱۹ ۱۱:۵۵

پروفسور
دوبله لریز چوخ قوزلدی. انشالله بو یولی ادامه ورین
+2 (2 آرا)
پست شده در ۱۳۹۴/۰۷/۱۹ ۱۱:۵۵